توسعه ذهن یک معامله گر بسیار مؤثر ، یک سوراخ نامرئی در وسط استراتژی تجارت شما وجود دارد که هر روز به پتانسیل معاملاتی شما آسیب می رساند. و اگر می توانستید آن سوراخ را وصل کنید ، همه چیز بسیار متفاوت خواهد بود. شما می توانید به رویاهای خود در مورد موفقیت مالی و تجربه رضایت شخصی دست یابید. واقعیت این است که شما این برنامه را دارید اما به نظر نمی رسد وقتی پول واقعی است و ضررها حساب می کنید ، برنامه خود را تجارت کنید. شما سخت تلاش می کنید و مصمم هستید ، اما نتایج برای خودشان صحبت می کنند. صحبت ارزان استنتایج با صدای بلند صحبت می کنند. پس از تمام این تلاش و هزینه ، سوار شدن غلتکی از معاملات هنوز بر حساب معاملاتی شما حاکم است.
در بعضی لحظه معامله گران هوشمند نتیجه می گیرند که مشکل با طرز فکر آنها برای تجارت است. آن را شخصاً نگیرید - تقریباً در مورد هر معامله گر همین مشکل را دارد. هیچ کس نمی خواهد در مورد آن نزدیک و شخصی شود ، به ویژه مربیان معامله گر که شما را به فروش می رسانند ، بنابراین این فیل در اتاق است که هیچ کس آن را تصدیق نمی کند. در نتیجه ، معامله گران برای یافتن سوراخ در اجراهای تجاری خود و رفع آن به دستگاه های خود واگذار می شوند - اما با مغز که کاملاً از دیدن خود به عنوان مشکل امتناع می ورزد. یک کار دلهره آور وقتی می بینید که نرخ خرابی معامله گران در تلاش برای موفقیت آمیز است.
مدفوع سه پا تجارت موفق ، به نجات
Mindset آخرین مکان در جهان است که ممکن است به دنبال یافتن مشکلاتی در تجارت و سیستم تجارت خود باشید. معامله گران مشکلات موجود در روانشناسی تجارت خود را تأیید می کنند ، اما به دنبال پاسخ به مشکلات خود در جایی دیگر غیر از درون هستند. اما برای ایجاد شرایط تجارت مؤثر ، سه جنبه وجود دارد که باید ترکیب شوند. بدون اینکه هر سه با هم کار کنند ، مدفوع 3 پا تجارت موفق نامتعادل است و شرایط پایدار مورد نیاز برای موفقیت را ایجاد نمی کند. تأکید عظیم ، پول و زمان بر روی دو مورد از سه… قرار می گیرد. اما این طرز فکر معامله گر است که هم پلتفرم و هم روش شناسی را هدایت می کند. بدون ذهنیت مؤثر ، دو نفر دیگر هدر می روند.
اگر تا به حال با یک بستر مشهور یا ناکافی کار کرده اید ، اهمیت داشتن یک بستر کارآمد برای اجرای استراتژی معاملاتی خود را می دانید. لازم است. با روش تجارت خود یا نحوه مدیریت موثر ریسک نیز همین کار را می کنید. در نهایت ، تجارت در مورد یافتن الگوهای تکرار شونده در اقیانوس تصادفی است. روش شما باید در مدیریت این تصادفی به شما اهمیت دهد. با این که بتوانید الگوهای بالقوه ای را که به نفع شما کار می کنند تشخیص دهید ، می توانید سرمایه را با نرخ بالاتر از سرمایه ای که به بازارها می دهید ، از بازارها استخراج کنید. این مدیریت ریسک اثبات شده از یک روش جامد است که از نظر نتیجه پتانسیل مطلوبی را به شما می دهد. مشکل این است که پیدا کردن یک معامله گر که دارای طرز فکر محکم است که به او اجازه می دهد تا لبه خود را تجارت کند بسیار نادر است.
و اگر انسان موجودات منطقی بود ، این دو عنصر تجارت (پلتفرم و روش شناسی) برای ارائه مزیت لازم در مدیریت الگوهای تکرار شونده در یک زمینه تصادفی کافی خواهد بود. این یک "if" بزرگ است. از نظر مسابقه اتومبیل به آن فکر کنید. آهنگ سکویی است که بر روی آن همه اتومبیل ها و رانندگان برای موفقیت به رقابت می پردازند. این ماشین روش شناسی است - اگر و تنها در صورتی که راننده (روانشناسی معامله گر) دارای مجموعه مهارت های صحیحی برای مدیریت مؤثر ماشین خود در آن مسیر باشد ، به تیم رانندگی تحویل می دهد. در هر حوزه عملکردی ، زمینه بزرگی از افرادی وجود خواهد داشت که می دانند چگونه کار کنند. با این حال ، در مسابقه ، فقط حدود 10 یا 15 مجری نخبه وجود خواهند داشت که می توانند آن خودرو را به طور مداوم به موفقیت برسانند. راننده تفاوت زیادی ایجاد می کند. بنابراین این تصمیمی است که آیا شما واقعاً می خواهید در سطح نخبه ای اجرا کنید - یا از دیدن پتانسیل خود راضی هستید اما آنچه را که برای تحقق آن لازم است انجام نمی دهید.
بنابراین با تجارت است. پلت فرم و روش برای رقابت لازم است. اما این دو هرگز برای تبدیل شدن به یک مجری نخبه کافی نیستند. تا زمانی که معامله گر یاد نگیرد که یک مدیر ریسک عاطفی از نظر عاطفی باشد (همانطور که با موفقیت یا عدم موفقیت حساب کاربری خود تعیین می شود) ، او فقط یک بازیکن در جمع مجریان باقی می ماند که نمی توانند نتیجه عملکرد خود را به دست آورند. آنها دانش لازم برای تجارت در تئوری را دارند ، اما آنها نمی دانند که وقتی پول حساب می شود چگونه تجارت کنند. عامل تعیین کننده همان چیزی نیست که شما می خواهید در مورد خود اعتقاد داشته باشید ، بلکه این در نهایت در تجارت بسیار مهم است. این در مورد سلامت حساب تجارت شما است که توسعه پتانسیل شما را به عنوان یک معامله گر تعیین می کند. حساب معاملاتی شما حقیقت را به شما می گوید که آیا می خواهید اخبار را بشنوید یا نه.
این دقیقاً همان جایی است که معامله گران گیر می کنند و گیر می کنند. آنها همچنان به دنبال فناوری تجارت ، دانش تجارت هستند تا پاسخ به مشکلات عملکرد خود را و نه در درون خود داشته باشند. و با انجام این کار ، آنها از دیدن تأثیر روانشناسی عملکرد بر موفقیت تجارت برخوردار نیستند. تقریباً در مورد هر کسی که مدتی است ، از سکوی و روش شناسی فهمیده است. با این حال ، از نظر روانشناختی آنها نمی توانند فشار سرمایه در معرض خطر را به نتایج نامشخص تحمل کنند. روانشناسی تجارت برای بسیاری از یک معامله گر آگاه ، که نمی توانند از دانش به عملکرد منتقل شوند ، مانع می شود. دانش تجارت حاشیه ای را فراهم نمی کند مگر اینکه روانشناسی عملکرد ریشه در رشته عاطفی داشته باشد - برنامه ریزی تجارت و تجارت برنامه شما.
مدیریت احساسات برای این امر ضروری است. در غیر این صورت هر بار که عدم اطمینان را درگیر می کنید ، مغز را به موقعیت آسیب پذیر مجبور می کنید - موقعیتی که در آن می تواند از دست بدهد. آسیب پذیری برای مغز عاطفی خطرناک است. این آسیب پذیری را به عنوان یک تهدید بیولوژیکی تفسیر می کند - نه فقط ناراحتی روانی. اینگونه است که پاسخ مبارزه/پرواز درست در شرایطی که برای کار مدیریت عدم اطمینان و خطر نیاز به یک ذهن با نظم و انضباط داشته باشید ، ایجاد می شود. وقتی تجارت می کنید و قبول نمی کنید که کنترل یک توهم است ، باید تشخیص دهید که مغز عاطفی مبتنی بر بقا را به زمان های خطرناکی که از آن تکامل یافته است ، باز می گردانید. ذهن تجارت شما مجموعه ای برای ربودن عاطفی است که هر بار که سرمایه را با آینده ای نامشخص در معرض خطر قرار می دهید. غرایز بقا از منطق مدارهای کوتاه مغز شما هر بار ، تا زمانی که پاسخ بقا پیش فرض را بازیابی نکنید.
تا زمانی که نتوانید این درخشش را از گذشته تکاملی خود برطرف کنید ، مغز فکر شما همیشه به دلیل ربودن از قدرت غرایز بقا که در مغز عاطفی شما تعبیه شده است ، برای شکست تنظیم می شود. سؤال این است که چگونه این مشکل را حل می کنید تا این دلیل و منطق در هنگام عدم اطمینان و خطر در دسترس شما باشد؟این سوراخ در استراتژی تجارت شما است.
آزادی از احساسات در مقابل آزادی احساسات
احساسات یک واقعیت غیرقابل اجتناب از تجارت است."ترک احساسات در درب" یا "تجارت بدون احساسات" وجود ندارد. اینها مفاهیم خطرناکی هستند که سعی در نادیده گرفتن قدرت احساسات بر توانایی شما در تفکر واضح دارند. احساسات همیشه وجود دارد. در حقیقت ، تنها زمانی که شما درگیر احساسات نیستید ، زمانی است که مرده اید. بنابراین نداشتن احساسات برای مقابله با آن گزینه ای نیست. این در حال یادگیری است که چگونه از احساسات هوشمندانه استفاده کنید که باید به هدف شما تبدیل شود. این با استفاده از استفاده هوشمندانه از احساسات است که یاد می گیرید چگونه ذهن را ایجاد کنید که بتواند به طور مؤثر تجارت کند. این آزادی احساسات است.
اول ، از خود بپرسید - چه احساسی دارد؟برو جلولحظه ای وقت بگذارید و جواب خود را پایین بیاورید. برای شما چه احساسی دارد؟آیا این یک احساس است؟آیا این بخشی از روانشناسی شماست؟آیا این لمس کننده است؟هرچه اعتقاد دارید یک احساس است - آن را بنویسید. اکنون ، بیایید به تعقیب و گریز برسیم. در اینجا تعریف عصبی بیولوژیکی است که من برای احساسات استفاده می کنم. یک احساسات یک پتانسیل اقدام بیولوژیکی است که هماهنگی عمل بین ارگانیسم (این شما معامله گر) و محیطی است که در آن تعبیه شده است (این بازارهایی است که شما در آن تجارت می کنید). احساسات ناشی از تغییر وضعیت محیط است. اکنون به تمام نمودارهایی که برای ورود به معاملات و مدیریت معاملات خوانده اید فکر کنید - تغییرات زیادی در وضعیت وجود دارد. و هر بار که در بازارها تغییر وضعیت وجود دارد ، یک واکنش عاطفی آموخته شده وجود دارد که در معامله گر ایجاد می شود (به ویژه با تهدیدهای درک شده از دست دادن). طبق تعریف ، اگر می خواهید به یک معامله گر بسیار مؤثر تبدیل شوید ، باید از نظر عاطفی باهوش شوید. هیچ راهی در اطراف آن وجود ندارد ، مگر از طریق آن.
اکنون به عقب برگردید و تعریف خود را از احساسات با شخصی که در اینجا آورده شده است مقایسه کنید. آیا تفاوت را میبینید؟این سوراخ در استراتژی و عملکرد تجارت شما است. وقت آن است که در استفاده از احساسات از نظر عاطفی باهوش شویم.
توسعه ذهن از احساسات توجه می کند که ذهن شما با عدم اطمینان از یک پایگاه عاطفی ناشی می شود. تفکر یا ادراک قبل از احساسات پیش نمی آید. تفکر پس از ایجاد احساسات از تقاطع باورهای بدوی که توسط مغز لیمبیک آموخته می شود ، ناشی می شود ، زیرا عدم اطمینان را درگیر می کند. در اینجا است که معامله گر باید آنچه را که مغز عاطفی خود در مورد ظرفیت خود برای مدیریت عدم اطمینان در سطح بقا سخت کرده و یاد می گیرد که مغز عاطفی را برای درگیر کردن عدم اطمینان از یک پایه عاطفی نظم ، شجاعت ، خود دلسوزی و بی طرفی آموزش دهد ، بیان کند. این کوکتل عاطفی است که به ذهن منتهی می شود که می تواند موفقیت را با موفقیت مدیریت کند. طبیعی نیست ، اما می توان آن را توسعه داد.(انجام این کار آسان نیست یا تعداد زیادی از معامله گران موفق وجود خواهد داشت.) هر چند می توان آن را یاد گرفت.
برنامه نویسی عاطفی پیش فرض مغز عاطفی این است که هنگام عدم اطمینان ، احساس آسیب پذیری ایجاد شود. این فقط یک داده شده است. زیست شناسی شما از این طریق کار می کند. شما این پدیده را هر بار که می ترسید از ورود به یک تجارت یا برعکس ، به تجارتی بپردازید که تجارت برنامه ریزی شده (تجارت ضربه ای) نیست ، این پدیده را تجربه می کنید. یک پاسخ به سادگی از ترس مبتنی است و دیگری مبتنی بر پرخاشگری است. هر دو ریشه در یادگیری های بدوی لیمبیک دارند که منجر به پاسخ مبارزه/پرواز می شود. این مسیر سازگار برای روشن کردن پاسخ های سریع به خطر درک شده در محیط (بازارها) است.
ابتدا باید برنامه نویسی پیش فرض را که منجر به جنگ/پرواز می شود ، قطع کنید - یا هیچ چیز نمی تواند تغییر کند. خوشبختانه تنفس و تنش عضلات در واقع بخشی از یک احساسات است. هنگامی که تنفس و میزان تنش در گروه های عضلانی خود را تغییر می دهید ، روند احساسات را تغییر می دهید. ترس و عصبانیت نیاز به تنفس متوقف شده یا تنفس کم عمق و سریع برای حفظ دارد. اگر خود را با تنفس دیافراگم به عنوان پاسخ به عدم اطمینان (پاسخ آرامش) آموزش دهید ، تفکر را که از احساسات بیرون می آید تغییر می دهید.
همان با تنش عضلانی. تنش عضلانی واقعاً برانگیختگی عاطفی در عمل است. شما بدن خود را تجربه می کنید که برای فرار یا جنگ آماده می شوند. اگر عضلات خود را به طرز فجیعی آرام کنید ، برانگیختگی عاطفی را به سمت مبارزه/پرواز قطع خواهید کرد. با انجام این کار می توانید یک پاسخ آرامش بخش به استرس ناشی از قرار گرفتن در معرض عدم اطمینان و خطر ایجاد کنید. این استعدادی است که شما باید به یک مهارت تبدیل کنید.
این فقط کمک های اولیه است. آنچه یک معامله گر باهوش عاطفی انجام می دهد ، در واقع ایجاد ذهن (به جای واکنش به شرایط) است که عدم اطمینان و خطر را درگیر می کند. این امر با ایجاد عمدی یادگیری لیمبیک جدید در پاسخ به عدم اطمینان ایجاد می شود. به جای این که به این توهم بپردازید که می توانید نتیجه را کنترل کنید ، معامله گر باهوش عاطفی می پذیرد که او ذهن را کنترل می کند که به لحظه عملکرد می آورد. این ذهن ریشه در نظم و انضباط ، شجاعت ، خود دلسوزی و بی طرفی دارد. این ذهن مبتنی بر عاطفی است که می تواند عدم اطمینان و خطر را به طور مؤثر مدیریت کند. این کنترل آنچه را که می تواند کنترل کند-خود تسلط بر خود را کنترل می کند.
خود تسلط بر قطعه مفقود شده از معما است
خود تسلط بر عاطفی باعث می شود تا به معامله گر عملکردی برسد. اگر عمل تجارت خود را با هم دارید ، قبلاً روشی دارید که در مدیریت احتمال حاشیه ای فراهم می کند. با تسلط بر خود عاطفی ، ذهنیتی را به وجود می آورید که دارای یک لبه روانشناختی است که سکوی و استراتژی تجارت شما را هدایت می کند. این سوراخ در استراتژی معاملاتی شما را پر می کند و سه مدفوع پا از تجارت مؤثر را تکمیل می کند. منطق چپ مغز و احساسات مغزی راست اکنون با یکدیگر همکاری می کنند. سوراخ به یک لبه تبدیل شده است. این امر نیاز به تحول مغز دارد و ذهن شما را به تجارت آورده اید و افراد (و معامله گران) معمولاً در برابر تغییر مقاوم هستند. با این وجود اگر مایل باشید با ترس از تغییر و ادعای سرنوشت جدید روبرو شوید ، پتانسیل وجود دارد.
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محسن رضایی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
19 اسفند
1401 ساعت: 17:27