تعداد زیادی از عوامل توسط ادبیات به عنوان تأثیرگذاری بر سرمایه گذاری مشخص شده است. این شامل:
- عرضه فرصت های شغلی جدید ؛
- رشد تقاضا نسبت به ظرفیت ؛
- حرکت در قیمت محصول نسبت به هزینه های فاکتور ؛
- تغییر در هزینه های نسبی کاربر عوامل مختلف تولید ؛
- فعالیت دولت ها ؛وت
- اعتماد به نفس تجارت.
این لیست به دور از جامع است. بسیاری از این متغیرها به هم پیوسته اند و به نظر می رسد وزن های مختلفی در تصمیمات سرمایه گذاری در تجارت در زمان های مختلف دارند. هزینه سرمایه ، که تمرکز این مقاله است ، توسط بسیاری از این عوامل تعیین می شود و همچنین تأثیر می گذارد.
در نهایت ، تصمیم به سرمایه گذاری بستگی به این دارد که آیا ارزش فعلی بازده مورد انتظار از سرمایه گذاری ، خالص هزینه های عملیاتی مستقیم و مالیات ، از هزینه سرمایه فراتر می رود. در سرمایه گذاری های حاشیه ای ، این دو برابر خواهند بود.
این بدان معناست که قبل از سرمایه گذاری در درآمد جدید سرمایه ، نرخ بازده مورد انتظار آن سرمایه گذاری باید از بازدهی که می توان در دارایی های مالی کم ریسک با حاشیه کافی برای پوشش مالیات ، ریسک و استهلاک به دست آورد ، فراتر رود. بنابراین می توان هزینه سرمایه را به عنوان نرخ بازده "مانع" مورد نیاز برای پروژه های سرمایه گذاری جدید تصور کرد. یعنی حداقل نرخ بازدهی که یک پروژه جدید باید انجام شود تا سودآوری انجام شود.
در تئوری Q Tobin ، هزینه های سرمایه گذاری با معادل کردن ارزش حاشیه ای (بورس سهام) دارایی های سرمایه با هزینه حاشیه آن دارایی ها تعیین می شود. هنگامی که شرکت کنندگان در بازار سرمایه موجود را بالاتر از هزینه جایگزینی خود ارزیابی می کنند (Q بیشتر از وحدت است) باید انگیزه ای برای بازرگانان برای سرمایه گذاری در سرمایه جدید وجود داشته باشد. برعکس ، وقتی Q کمتر از وحدت است ، باید سرمایه گذاری کننده ای برای سرمایه گذاری وجود داشته باشد. در این رویکرد ، ارزش بازار دارایی های سرمایه شامل انتظارات در مورد سودآوری و ریسک آینده است. بنابراین ، با توجه به توبین ، نرخ سرمایه گذاری باید با Q ارتباط مثبت داشته باشد.[1]
ضعف این رویکرد سادگی آن است. این هیچ تلاشی برای پاسخگویی به عواملی مانند عدم اطمینان سیاسی و گمانه زنی هایی که بر زمان و همچنین میزان تصمیمات سرمایه گذاری تأثیر می گذارد ، یا اینکه بر ارزش بازار سرمایه بدون تأثیر در تصمیم سرمایه گذاری تأثیر می گذارد ، حساب نمی کند. همچنین ، حاشیه Q (نسبت یک واحد اضافی از هزینه های سرمایه به هزینه جایگزینی) به طور مستقیم قابل مشاهده نیست. بنابراین برابری بین متوسط و حاشیه ای به طور ضمنی فرض می شود.[2]
شکل 2. 1 Q توبین را نشان می دهد ، همراه با سرمایه گذاری ثابت تجارت به عنوان بخشی از سهام سرمایه. این نمودار اجازه می دهد حداقل یک سال بین ظهور انگیزه برای سرمایه گذاری و نصب واقعی سرمایه ، رابطه ای نسبتاً نزدیک را در امتداد خطوط پیش بینی شده توسط توبین نشان دهد. با رویکرد کمی متفاوت ، مک کیبین و سیگلوف (1987) نشان می دهند که تئوری Q بخش آماری قابل توجهی از سرمایه گذاری را توضیح می دهد. در مطالعه آنها ، تقریباً 10 درصد از سرمایه گذاری توسط تئوری Q توضیح داده شده است.
با این حال ، دوره از سال 1982 ، مناسب نیست که با تصویر کلی مطابقت داشته باشد. در آن دوره ، Q حاکی از افزایش شدید انگیزه برای سرمایه گذاری در حالی که سرمایه گذاری واقعی ، به عنوان بخشی از سهام سرمایه بخش خصوصی ، در حال کاهش است.
یک اقدام دیگر ، که گاهی اوقات به عنوان Q نیز گفته می شود ، نسبت تشویقی EPAC است. این نسبت نرخ بازده مورد انتظار سرمایه جدید را با نرخ بازده مورد نیاز برای برآورده کردن استهلاک و هزینه فرصت وجوه (یعنی نرخ بازده دارایی های کم خطر جایگزین) مقایسه می کند. شکل 2. 2 نسبت سرمایه گذاری به سرمایه در برابر متغیر EPAC را نشان می دهد. باز هم ، رابطه پیش بینی و کاملاً معتبر است. به طور خاص ، اندازه گیری EPAC عملکرد بی پروا سرمایه گذاری در دو سال گذشته بهتر از Q Tobin's Q است ، اگرچه دومی توضیحات بهتری در مورد اوایل تا اواسط دهه 1970 ارائه می دهد.
در مفهوم ، این اندازه گیری کاملاً شبیه به Q Tobin است زیرا بسیاری از همان عوامل را در بر می گیرد. در عمل ، این دو کاملاً متفاوت هستند ، تا حد زیادی در نتیجه داده های مورد استفاده. به طور خاص ، اندازه گیری EPAC از یک اندازه گیری بلند مدت بازده مورد انتظار بر اساس مدل AMPS استفاده می کند.[3] Q Tobin's Q ، از طرف دیگر ، براساس داده های نمونه ای از 50-60 شرکت ذکر شده در بورس سیدنی است.
تفاوت بین این دو اقدام در طی چند سال گذشته ، لزوم در نظر گرفتن هزینه بدهی و حقوق صاحبان سهام هنگام اندازه گیری هزینه سرمایه را نشان می دهد. هر دو این اقدامات دارای ضعف هستند. Q Tobin نشان دهنده سودآوری مورد انتظار نسبت به هزینه سرمایه گذاری با بودجه سهام است ، در حالی که اندازه گیری EPAC این واقعیت را در نظر نمی گیرد که سرمایه گذاری در بعضی مواقع می تواند با استفاده از امور مالی حقوق صاحبان سهام ارزان تر از امور مالی بدهی تأمین شود. بخش بعدی نگاهی دقیق تر به حرکات واگرا در هزینه بدهی و حقوق صاحبان سهام می اندازد. بخش های 4 و 5 یک اندازه گیری جامع تر از هزینه سرمایه را کشف می کنند.
پانویسها و منابع
برای توضیح بیشتر ، به توبین (1969) ، Dews (1986) و McKibbin و Siegloff (1987) مراجعه کنید.[1]
جزئیات بیشتر در مورد شرایطی که این برابری در آن وجود دارد ، به McKibbin & Siegloff (1987) مراجعه کنید.[2]
برای اطلاعات بیشتر ، به Whitelaw ، et. هم(1987) و مورفی et. al.(1986).[3]
مطالب موجود در این صفحه منوط به حق چاپ است و استفاده از آنها منوط به شرایط و ضوابط مندرج در اخطار حق چاپ و سلب مسئولیت است.© بانک مرکزی استرالیا ، 2001-2023. کلیه حقوق محفوظ است. بانک ذخیره استرالیا از مردمان جزایر بومی و تورس تنگه استرالیا به عنوان متولیان سنتی این سرزمین تصدیق می کند و ارتباط مداوم آنها با کشور را تشخیص می دهد. ما احترام خود را به بزرگان آنها ، گذشته ، حال و در حال ظهور می پردازیم.
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محسن رضایی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
4 فروردين
1402 ساعت: 22:51