مبارزات بازارها در شرط نزول

ساخت وبلاگ

Pixabay

جنگ در اوکراین بخشی از مبارزه برای نظم جهانی جدید است. روسیه و چین آشکارا Pax Americana را به چالش می کشند. اما این سؤال که چگونه نظم جهانی بعدی به نظر می رسد باز است. در مسکو و پکن ، بلکه در واشنگتن ، الگوی یک کنسرت چند قطبی از قدرتهای بزرگ ، با مناطق انحصاری نفوذ ، در حال یافتن پشتیبانی است. با وجود عدم تمایل فزاینده ای برای ایفای نقش "پلیس جهان" ، با این حال ، اکثر آمریکایی ها هنوز نظم جهانی یک قطبی ، آمریکایی و لیبرال را رها نکرده اند. و نه تنها در چین ، هنوز هم با تأکید بر حاکمیت دولت ملت و محکومیت آن از مداخله پس از استعمار در امور داخلی ، از الگوی وستفالن پشتیبانی می کند.

این سه مدل قوانین اساسی بسیار متفاوتی را در نظر می گیرند. چه کسی مجاز به استفاده از زور است - همه ایالت ها ، فقط قوی ترین یا فقط قدرت هژمونیک؟آیا قانون قوی ترین اعمال می شود یا قدرت قانون؟آیا یک ایده آل تاریخی (به عنوان مثال دموکراسی لیبرال و اقتصاد بازار) وجود دارد که همه کشورها (یا باید) توسعه خواهند یافت ، یا مدرنیته های مختلفی با سیستم های سیاسی رقیب و تمدن های فرهنگی وجود دارد که می توانند کم و بیش مسالمت آمیز همزیستی داشته باشند؟آیا بین اتحاد دموکراسی ها و "محور استبدادها" یک نمایش جهانی برگزار می شود؟یا آیا قیمت صلح از اجرای حقوق جهانی بشر دست می رود؟

کدام یک از این مدل ها حاکم خواهد بود - یا از چه ترکیب دقیقی از عناصر قدیمی و جدید نظم جهانی جدید ظهور خواهد کرد - نه تنها جنگ و صلح را تعیین می کند ، بلکه همچنین سیستم های جهانی ، تولید ، توزیع و سیستم های مالی آینده چه خواهد بودشبیه.

سیستم انرژی جهانی

در بحث آلمان ، تحت تأثیر فوری جنگ ، بیشتر تمرکز بر چگونگی انکار روسیه درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز آن بدون درخواست بیش از حد از مصرف کنندگان وابسته به منابع انرژی روسیه است. در دراز مدت ، این وابستگی با تسریع در انتقال انرژی به دور از سوخت های فسیلی کاهش می یابد. توجه کمتری به تلاش های چین و هند برای استفاده از ارزانترین منابع ممکن در بازار انرژی روسیه بدون اینکه در تحریم های غربی مورد استفاده قرار گیرد ، مورد توجه قرار می گیرد. و توجه بسیار کمی به تلاش تأمین کنندگان مهم و مشتریان آنها برای "پرداخت دلار" تجارت بین المللی انرژی لازم است.

پیش بینی بزرگ ترین تغییر در تجارت جهانی انرژی از زمان شوک های قیمت نفت در دهه 1970 به تخیل کمی نیاز دارد. با این حال، آنچه کمتر مشخص است، جهتی است که سیستم انرژی جهانی در آن حرکت خواهد کرد. با توجه به تقابل ژئوپلیتیکی در حال انجام، الزامات حفاظت از آب و هوا و امنیت انرژی اکنون در یک جهت است. از یک طرف، این احتمالاً خروج سرمایه جهانی از صنایع فسیلی را تسریع خواهد کرد. از سوی دیگر، کشورهای صنعتی از نظر فناوری هنوز در موقعیتی نیستند که بتوانند خود را از اعتیاد خود به سوخت های فسیلی رها کنند. و این دقیقاً فناوری پل زدن گاز طبیعی است که اکنون به بن بست ژئوپلیتیکی رسیده است. در کوتاه مدت، آلمان به سختی قادر خواهد بود شکاف عرضه را بدون ارتکاب گناهان سیاست آب و هوایی که شامل زغال سنگ و انرژی هسته ای می شود، ببندد. در بلندمدت، در کنار انرژی های تجدیدپذیر، زنجیره های تامین بین المللی هیدروژن باید با سرعت توسعه یابد.

ایالات متحده در تلاش است تا رشد اقتصادی رقیب خود چین را کاهش دهد.

با این حال، در میان مدت، این بدان معناست که نیاز به گاز را با تنوع بخشیدن به تامین کنندگان برآورده کنیم. تغییرات شگفت انگیز اتحادها، شامل دشمنان قدیمی (مانند ایالات متحده و ونزوئلا) و دوستان قدیمی (مانند غرب و پادشاهی های عربی، روسیه و قزاقستان) را نمی توان رد کرد. اینکه چقدر سریع، در این دنیای رقابتی، نیاز به تامین امنیت ملی انرژی می تواند با اصول سیاست خارجی مبتنی بر ارزش تضاد پیدا کند، چیزی بود که دولت جدید آلمان در اولین روزهای روی کار آمدنش باید کشف می کرد.

تقسیم کار جهانی (زنجیره های تولید و تامین)

از زمان بحران مالی 2008، تجارت جهانی و سرمایه گذاری های فرامرزی واقعاً دوباره افزایش نیافته است. بحران کووید-19 مردم را نسبت به آسیب پذیری زنجیره های تامین جهانی بیشتر آگاه کرده است. شکست استراتژی صفر کووید چین و قرنطینه های شدید در شنژن و شانگهای نشان می دهد که با گذشت دو سال از شیوع همه گیری، خطر اختلال در زنجیره های تامین جهانی هنوز برطرف نشده است. اگر قطعاتی از شرق دور وجود نداشته باشد، خطوط مونتاژ در اروپا نیز متوقف می شود. تغییر پارادایم از کارایی ("در زمان") به انعطاف پذیری بیشتر ("فقط در مورد") روند پنهان به سوی جهانی شدن را که برای مدتی در جریان بوده سرعت می بخشد.

اما انگیزه های جغرافیایی اقتصادی و همچنین ژئوپلیتیک نیز به نفع کوتاه شدن و جداسازی زنجیره های تأمین است و اکنون باعث جدایی و انزوا بازارها می شوند. ایالات متحده در تلاش است تا افزایش اقتصادی چین رقیب خود را کند کند. در پشت صحنه ، فشار هر دو بر روی متحدین خود و کشورهای سوم برای انتخاب طرفین در حال افزایش است. اروپایی ها و آسیایی ها هنوز در برابر ورود به این جنگ سرد جدید مقاومت می کنند. اما اختلافات مربوط به خطوط لوله گاز ، تولید کنندگان تراشه و زیرساخت های ارتباطی 5G نشان می دهد که چقدر سریع شرکت ها و کل ایالت ها می توانند بین جبهه های مخالف گرفتار شوند. نتیجه نهایی این پیشرفت احتمالاً می تواند بلوک های رقیب باشد که دسترسی به رقبای ناخواسته برای دسترسی به بازارهای خود را دشوار یا غیرممکن می کند.

آنها به سختی از تحریم های ترامپ-آمریکایی فرار کرده اند ، شرکت های آلمانی اکنون در بازار چین با سر و صدا روبرو هستند. با این وجود ، اکثریت در برابر فشار برای جدا کردن از چین مقاومت می کنند ، در حالی که با وجود بدتر شدن شرایط ، برخی از آنها در بازار چین دو برابر می شوند. با توجه به اهمیت بازار چین ، فراخوانی در مقاله استراتژی هند و اقیانوسیه دولت فدرال برای کاهش وابستگی های یک طرفه از طریق تنوع ، بنابراین اغلب ناشناخته می شود.

اما ممکن است جنگ تجاوز روسیه علیه اوکراین اکنون این حساب را تغییر دهد. به سختی کسی فکر می کرد که غرب خیلی سریع ، به شدت و با چنین وحدت نسبت به تجاوز روسیه واکنش نشان دهد. اخراج روسیه از سیستم سوئیفت ، تحریم ها علیه بانک مرکزی روسیه ، بلکه خروج داوطلبانه شرکتهای غربی از بازار روسیه ، همه اینها باعث شده است که این نشان خود را نشان دهد - به ویژه در چین.

حتی برخی در آلمان از اینکه چقدر سریع گاوهای مقدس مانند خط لوله گاز Nordstream 2 به سرعت قتل عام شدند ، تعجب کردند. این تجربه از فشارهای عظیم عمومی و سیاسی به احتمال زیاد بسیاری از شرکت های آلمانی را به منظور ارزیابی مجدد استراتژی های خود نسبت به سایر "بازارهای مشکل ساز" سوق می دهد. در صورت بسته شدن فرصت های فروش برای تجارت آلمان در بازارهای جهانی در آینده میان مدت ، آلمان باید در مورد آنچه می خواهد انجام دهد برای هدایت بازار خانه حیاتی اروپا از بحران طولانی خود تجدید نظر کند.

انگیزه ژئواستراتژیک در پشت کمربند و ابتکار جاده کمتر شناخته شده است.

تنظیم مجدد اقتصاد جهانی با توجه به منافع ژئوپلیتیکی ، صنایع کلیدی مانند صنعت خودروهای آلمان را تحت فشار قرار می دهد. اگر موتور رشد از بین برود ، اختلافات توزیع در داخل و بین جوامع شدت می یابد. ترس از کاهش اجتماعی حتی در بین طبقات متوسط در حال افزایش است. این ترس از نزول ، هیئت مدیره صدایی است که پوپولیست ها برای تحریک خود در برابر پیش شرط های موفقیت مدل صادرات ، جریان آزاد کالا ، سرمایه ، مردم و ایده ها از آن استفاده می کنند. بنابراین روند جهانی به سمت حمایت گرایی نه تنها توسط عوامل خارجی بلکه با فشار داخلی نیز هدایت می شود. در چنین دنیایی ، دیگر نمی تواند قهرمان جهانی در صادرات شود. از این رو آلمان بیش از همه مجبور به تجدید نظر در الگوی اقتصادی صادرات گرا خواهد بود.

زیر ساخت

هنگامی که منتقدین غربی درباره پروژه جاده ابریشم چینی بحث می کنند ، تمرکز آنها معمولاً روی تله های بدهی یا ایجاد وابستگی های سیاسی است. یک ظن توجیه وجود دارد که پروژه ماموت نشان دهنده فشار چینی برای تبدیل شدن به یک قدرت غالب در آسیا و جهان است. با این حال ، کمتر شناخته شده است ، انگیزه ژئواستراتژیک در ابتکار کمربند و جاده است.

از پایان جنگ جهانی دوم ، ایالات متحده پایگاه هایی را در زنجیره ای از جزایر که از ژاپن در شمال به اندونزی در جنوب اداره می شود ، ایجاد کرده است. و از آنجا که دولت اوباما "محوری به آسیا" خود را اعلام کرد ، ایالات متحده در اینجا نیروهای خود را متمرکز کرده است. بین تنگه مالاکا و تنگه هورموز (آمریکایی ها این تنگه ها را "نقاط خفه کننده" می نامند) ، ایالات متحده و متحدین آن می توانند در هر زمان مسیرهای تجارت و عرضه چین را مسدود کنند. چین احساس محاصره می کند و به روشی تهاجمی دفاعی واکنش نشان می دهد.

هدف از ایجاد سلاح های آن در دریاهای شرقی و جنوبی چین شکستن "زنجیره جزیره اول" و بیرون راندن ایالات متحده از آبهای ساحلی چین است. شاهین های چینی یک قدم جلوتر می روند و می خواهند اتحاد مجدد "حامل هواپیمای غیرقابل تصور آمریکایی" تایوان را با سرزمین مادری مجبور کنند. در حالی که بمب افکن های چینی بر روی تایپه پرواز می کنند ، تبلیغات چینی ایالات متحده را متهم می کند که وضع موجود را با سؤال از سیاست یک چین به چالش می کشد و در نتیجه باعث ایجاد درگیری می شود. این یک بازی پوکر بسیار خطرناک است ، نه تنها به این دلیل که تایوان تراشه های نیمه هادی ضروری را تولید می کند ، بلکه به این دلیل است که از منظر آمریکایی ها ، که توسط پرل هاربر آسیب دیده است ، دفاع از وطن آنها از زنجیره جزیره اول آغاز می شود. بنابراین در تنگه تایوان فیوز قرار دارد که می تواند جنگ جهانی سوم را به وجود آورد.

بنابراین با استفاده از پروژه جاده ابریشم ، چین در تلاش است تا از خفه کننده آمریکایی به سمت غرب خارج شود. هدف فوری بنادر ، راهروها و خطوط راه آهن بیشمار جلوگیری از اختلال در مسیرهای تأمین چینی است. شور و شوق اولیه حالتهای محاصره شده در آسیای میانه ، امیدهای زیادی را که توسط شرکای BRI برگزار می شود نشان می دهد که استراتژی اتصال در امتداد جاده ابریشم باستانی منجر به افزایش سعادت برای همه خواهد شد. با این حال ، این جایزه واقعی در انتهای دیگر اوراسیا قرار دارد: بازار اروپا ، که قرار است فرصت های فروش محصولات چینی را در دراز مدت تضمین کند. اگر پکن موفق شود اروپا را به هم نزدیک کند ، چین و روسیه گامی بزرگ به سمت هدف خود برای خنثی کردن نفوذ ایالات متحده در اوراسیا برداشته اند.

هاوکس چینی اکنون در تحریم ها علیه روسیه فرصتی برای حمله به برتری دلار آمریکا می بینند.

با این حال ، با شروع یک جنگ سرد جدید ، یک پرده آهنی جدید اکنون تهدید می کند که جاده ابریشم چینی را از بین می برد. از نظر چین ، این یک فاجعه ژئواستراتژیک خواهد بود. این یکی از دلایلی است که چین ، علی رغم اینکه اخیراً "دوستی بی حد و حصر" اعلام شده است ، واقعاً کمکهای اساسی به شریک جوان خود روسیه ارائه نمی دهد (دلیل دوم شناخت روسیه از دو استان شکسته از یک کشور مستقل است ؛ با نگاهی به تایوان ، aسناریوی ترسناک چینی). بنابراین پکن علاقه ای به پایان سریع جنگ اوکراین دارد (اما تمایلی به مسئولیت یک واسطه ندارد). اگر این اتفاق نیفتد ، احتمالاً چین با گسترش جاده های ابریشمی دریایی پیش خواهد رفت.

بازارهای پول و مالی

از دیدگاه استراتژیست های چینی ، به دنبال افول صنعت آمریکا ، بنیاد باقیمانده - و در نتیجه پاشنه آشیل - هژمونی ایالات متحده نقش دلار به عنوان ارز ذخیره در کالاهای بین المللی و بازارهای مالی است. بنابراین چین مدتی است که جایگزین سیستم Swift ("CIPS") و ارز دیجیتال (یوان دیجیتال ، E-CNY) می شود. با این حال ، هیچ یک از این سازها هنوز آماده نیستند تا یک تهدید واقعی برای Greenback ایجاد کنند.

هاوکس چینی اکنون در تحریم ها علیه روسیه فرصتی برای حمله به برتری دلار آمریکا می بینند. انجماد ذخایر بانک مرکزی روسیه ، تمام بانکهای مرکزی جهان را در معرض خطر قرار داده است. برای اینکه خودشان باج گیری نشوند ، اکنون احتمالاً آنها ذخایر را در مقیاس بزرگ تغییر می دهند. اگر این به هزینه سرمایه گذاری ایالات متحده باشد ، می تواند موقعیت دلار را به عنوان ارز جهانی ذخیره بی ثبات کند.

نقش دلار آمریکا به عنوان ارز معامله نیز منبع ناامیدی است. از این گذشته ، فشار تورمی ناشی از فدرال رزرو آمریکا توسط همه بازیگرانی که به دلیل انجام معاملات مرزی خود به دلار آمریکا اعتماد می کنند ، در سراسر جهان منتقل می شود. بنابراین روسیه ، چین ، هند و ایران مدتی تلاش کرده اند تا با استفاده از یک سبد گسترده تر ارز برای تجارت خارجی خود ، اقتصاد خود را از بین ببرند.

بنابراین به سختی تعجب آور است که روسیه اکنون می خواهد معاملات نفت و گاز خود را فقط در روبل تسویه کند. تلاش های چین برای از بین بردن تجارت خارجی خود نیز با هدف استراتژیک پکن برای ارتقاء وضعیت جهانی ارز خود مطابقت دارد. اما اگر یک متحد آمریکایی مانند عربستان سعودی اکنون به طور جدی در حال مذاکره برای تسویه معاملات نفتی خود با چین در یوان باشد ، این نشان می دهد که نارضایتی هژمون چقدر گسترده است. این بدون ریسک نیست ، زیرا پس از رها کردن استاندارد طلا ، دلار آمریکا با فرآیندهای پاکسازی و تسویه حساب برای تجارت جهانی نفت به کالای مرکزی سرمایه داری فسیلی گره خورده است. اگر سایر کشورهای اوپک نفتی را رها می کردند ، احتمالاً بازده های برگشتی باعث افزایش فشارهای تورمی در ایالات متحده در کوتاه مدت می شوند. در دراز مدت ، هر دو RMB چینی و ارزهای رمزپایه مبتنی بر blockchain می توانند به ارزهای معاملاتی پایدار بالغ شوند. استراتژیست های منتقدان ایالات متحده بر این باورند که اگر کارکرد دلار آمریکا به عنوان یک ذخیره ، سرمایه گذاری و ارز معامله در واقع از بین برود ، پس از آن ، موقعیت ارز ایالات متحده به عنوان ارز ذخیره جهانی می تواند شروع به فروپاشی کند.

شاهین های آمریکایی می خواهند "روس ها را خونریزی کنند تا سیگنال را به چینی ها بفرستند تا دست خود را از تایوان دور نگه دارند.

با این حال ، حتی پس از یک دهه و نیم ، تلاش های با هدف "de-dolarisation" ، موقعیت دلار آمریکا را به عنوان ارز جهانی ذخیره نمی کند. به تازگی در سال گذشته ، 90 درصد از کل معاملات ارزی به دلار آمریکا تسویه حساب می شود و 60 درصد از کل ذخایر بانک مرکزی به دلار سرمایه گذاری می شود. cryptocur ارزهای blockchain به طور خاص مسیری طولانی از قادر به جایگزینی دلار است. و اینکه آیا یک ارز چینی (دیجیتال) بدون بازارهای مالی چینی باز می تواند در واقع عملکرد ارز ذخیره را به عهده بگیرد ، مشکوک است. بنابراین کارشناسان آمریکایی معتقدند که موقعیت دلار امروز حتی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد زیرا بانکهای مرکزی خارجی می دانند که در مواقع اضطراری ، فدرال رزرو آمریکایی همه چیز را برای خنثی کردن بخش تولید شده دلار از سیستم مالی انجام می دهد.

آنچه نظم جهانی آینده به نظر می رسد توسط روابط جهانی قدرت تصمیم می گیرد. روسیه قدرت خود را بیش از حد ارزیابی کرده است. حتی اگر مسکو هنوز موفق به پیروزی در جنگ در اوکراین به صورت نظامی شود ، از نظر ژئوپلیتیکی به عنوان شریک خردسال چین به مرحله دوم باز خواهد گشت. با این حال ، بی ثباتی جدید در قاره اروپا احتمالاً چشم انداز اقتصادی اروپای غربی را نیز تضعیف می کند. پس از بررسی واقعیت اوکراین ، بنابراین رویاهای ژئوپلیتیکی یک قطب قدرت مستقل اروپایی توسط کشورهای عضو اتحادیه اروپا مجدداً مورد ارزیابی قرار می گیرند.

این تنها چین و ایالات متحده را به عنوان قدرتهایی که قادر به تنظیم و حفظ نظم هستند ، می گذارد. این توضیح می دهد که چرا واشنگتن و پکن آرزو نمی کنند که به این "درگیری اروپا" کشیده شوند: این دو ابرقدرت درگیری را از طریق لنزهای رقابت خود بر سر هژمونی جهانی می خوانند. بر این اساس ، شاهین های آمریکایی می خواهند "روس ها را خونریزی کنند تا سیگنال را به چینی ها بفرستند تا دست خود را از تایوان دور نگه دارند. اگرچه این امر در واشنگتن غیرقابل کنترل نیست ، اما یک ائتلاف دو حزبی برای جنگ سرد علیه "اتحاد استبدادی ها" قبلاً مدتی است که وجود داشته است.

از طرف دیگر ، در پکن ، هنوز اختلاف نظر در مورد اینکه آیا واقعاً به نفع چین است که در پشت پرده جدید آهن در کنار یک پاریا روسی تضعیف شده ناپدید شود ، یا اینکه آیا چین در طولانی مدت از دنیای باز سود بیشتری نخواهد داشت. سفارش. از نظر ژئوپولیتیک ، بنابراین این یک اشتباه مهلک خواهد بود که چینی ها و روس ها را در یک "محور استبداد" جمع کنید.

در عوض بهتر است که با هم بررسی کنیم که یک نظم چند جانبه مبتنی بر قوانین چگونه ممکن است به نظر برسد ، چارچوبی که در آن منافع اصلی و نگرانی های امنیتی همه قدرتها می تواند با صلح و تحقق مذاکره و آشتی باشد. کسانی که فکر می کنند این غیر واقعی است باید آخرین جنگ سرد را به خاطر بسپارند: پس همکاری بین رقبای سیستمی در چارچوب قوانین زمینی توافق شده موفقیت آمیز بود.

این مقاله در ابتدا به زبان آلمانی در وبلاگ Politische ökonomie ظاهر شد.

سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محسن رضایی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 4 فروردين 1402 ساعت: 10:55