مشکل با گزینه های سهام

ساخت وبلاگ

گزینه های سهام بحث برانگیز شده اند. به گفته برایان هال و کوین مورفی در کتاب The Trouble with Stock Options (NBER Working Paper No. 9784) ریشه مشکل در تصورات نادرست رایج در مورد هزینه اعطای چنین اختیاراتی است.

اختیار خرید سهام، غرامتی است که به کارکنان این حق را می دهد که سهام را با قیمتی از پیش تعیین شده «عملی» بخرند، معمولاً قیمت بازار در تاریخ اعطا. حق خرید برای یک دوره مشخص، معمولاً ده سال تمدید می شود. بین سال های 1992 و 2002، ارزش اختیارات اعطا شده توسط شرکت های موجود در S& P 500 از میانگین 22 میلیون دلار برای هر شرکت به 141 میلیون دلار برای هر شرکت افزایش یافت (با بالاترین سطح 238 میلیون دلاری که در سال 2000 رسید). در این دوره، غرامت مدیرعامل به شدت افزایش یافت که عمدتاً توسط گزینه های سهام تقویت شد. با این حال، سهم مدیرعامل از کل مقدار اختیارات سهام اعطا شده در واقع از نقطه اوج حدود 7 درصدی در اواسط دهه 1990 به کمتر از 5 درصد در 2-2000 کاهش یافت. در واقع، تا سال 2002 بیش از 90 درصد از اختیارات سهام به مدیران و کارکنان اعطا می شد.

هال و مورفی استدلال می کنند که در بسیاری از موارد، گزینه های سهام ابزار ناکارآمدی برای جذب، حفظ و ایجاد انگیزه در مدیران و کارکنان یک شرکت هستند، زیرا هزینه شرکت برای گزینه های سهام اغلب بالاتر از ارزشی است که کارگران ریسک گریز و تنوع ناپذیر برای آن قائل می شوند. گزینه های آنهادر رابطه با اولین مورد از این اهداف - جذابیت - هال و مورفی خاطرنشان می کنند که شرکت هایی که به جای پول نقد گزینه هایی را پرداخت می کنند به طور موثر از کارمندان وام می گیرند و خدمات خود را امروز در ازای پرداخت های آینده دریافت می کنند. اما کارکنان غیر متنوع ریسک گریز به احتمال زیاد منابع کارآمد سرمایه نیستند، به ویژه در مقایسه با بانک ها، صندوق های سرمایه گذاری خصوصی، سرمایه گذاران خطرپذیر و سایر سرمایه گذاران. به همین ترتیب، پرداخت گزینه به جای غرامت نقدی بر نوع کارمندانی که شرکت جذب خواهد کرد تأثیر می گذارد. گزینه ها ممکن است انواع بسیار با انگیزه و کارآفرینی را به خود جلب کنند، اما این تنها در صورتی می تواند برای ارزش سهام شرکت مفید باشد که آن کارمندان - یعنی مدیران ارشد و سایر شخصیت های کلیدی - در موقعیتی باشند که سهام را تقویت کنند. اکثریت قریب به اتفاق کارمندان سطوح پایین تر که به آنها گزینه های اختیاری پیشنهاد می شود، تنها می توانند تأثیر جزئی بر قیمت سهام داشته باشند.

گزینه ها به وضوح حفظ کارمندان را ارتقا می بخشد ، اما هال و مورفی گمان می کنند که سایر وسایل ارتقاء وفاداری کارمندان ممکن است کارآمدتر باشد. حقوق بازنشستگی ، افزایش دستمزد فارغ التحصیل و پاداش - به ویژه اگر آنها به ارزش سهام مرتبط نباشند ، به عنوان گزینه ها - احتمالاً اگر بهتر نباشد ، حفظ کارمندان را نیز ارتقا می بخشد و با هزینه ای جذاب تر برای شرکت. علاوه بر این ، همانطور که بسیاری از رسوایی های شرکت های اخیر نشان داده اند ، جبران مدیران ارشد از طریق گزینه های سهام ممکن است باعث وسوسه باد کردن یا در غیر این صورت مصنوعی دستکاری ارزش سهام شود.

هال و مورفی معتقدند که شرکت ها با این وجود همچنان گزینه های سهام را برای اعطای ارزان می بینند زیرا هیچ هزینه حسابداری و هزینه نقدی وجود ندارد. علاوه بر این ، هنگامی که این گزینه اعمال می شود ، شرکت ها اغلب سهام جدیدی را برای مدیران صادر می کنند و برای گسترش بین قیمت سهام و قیمت ورزش کسر مالیات دریافت می کنند. این شیوه ها باعث می شود "هزینه درک شده" گزینه ای بسیار پایین تر از هزینه واقعی اقتصادی باشد. اما چنین ادراک ، هال و مورفی حفظ می کنند ، گزینه های زیادی را برای افراد زیادی ایجاد می کند. از دیدگاه هزینه درک شده ، گزینه ها ممکن است روشی تقریباً بدون هزینه برای جذب ، حفظ و ایجاد انگیزه در کارمندان به نظر برسد ، اما از نظر هزینه اقتصادی ، گزینه ها ممکن است ناکارآمد باشد.

تجزیه و تحلیل هال و مورفی پیامدهای مهمی در بحث فعلی در مورد چگونگی هزینه گزینه ها دارند ، بحثی که پس از رسوایی حسابداری گرم تر شده است. یک سال پیش هیئت مدیره استانداردهای حسابداری مالی (FASB) اعلام کرد که هزینه حسابداری را برای گزینه ها در نظر می گیرد ، با این امید که این امر در اوایل سال 2004 به تصویب برسد. آلن گرینسپان ، رئیس فدرال رزرو ، سرمایه گذاران مانند وارن بوفه ، و اقتصاددانان بی شماری از ضبط ها تأیید می کنندگزینه ها به عنوان هزینه. اما سازمان هایی مانند میزگرد تجارت ، انجمن ملی تولید کنندگان ، اتاق بازرگانی ایالات متحده و انجمن های پیشرفته با گزینه های "Expensing" مخالف هستند. دولت بوش در کنار این مخالفان قرار دارد ، در حالی که کنگره در مورد این موضوع تقسیم می شود.

هال و مورفی معتقدند که پرونده اقتصادی گزینه های "افزایش" قوی است. تأثیر کلی آوردن هزینه های درک شده گزینه ها بیشتر مطابق با هزینه های اقتصادی آنها کمتر خواهد بود که به افراد کمتری اعطا می شود - اما این افراد مدیران و پرسنل فنی کلیدی خواهند بود که می توانند واقعاً از آنها انتظار داشته باشند تأثیر مثبتی بر روی a داشته باشندقیمت سهام شرکت. محققان همچنین خاطرنشان كردند كه قوانین حسابداری جاری گزینه های سهام را با هزینه سایر برنامه های جبران خسارت سهام ، از جمله سهام محدود ، گزینه هایی كه قیمت ورزش زیر ارزش فعلی بازار تعیین شده است ، گزینه هایی كه قیمت ورزش در صنعت فهرست بندی می شود ، طرفداری می كند. یا عملکرد بازار ، و گزینه های مبتنی بر عملکرد که فقط در صورت دستیابی به آستانه عملکرد کلیدی ، به آن اختصاص می یابد. قوانین فعلی نیز در برابر برنامه های تشویقی نقدی مغرضانه است که می تواند به روش های خلاقانه ای برای افزایش ثروت سهامداران گره خورده باشد.

هال و مورفی نتیجه می گیرند که مدیران و هیئت ها می توانند در مورد هزینه های واقعی اقتصادی گزینه های سهام و سایر اشکال جبران خسارت آموزش داده شوند و عدم تقارن بین حسابداری و درمان مالیاتی گزینه های سهام و سایر اشکال جبران خسارت باید از بین برود. پیشنهادات برای تحمیل هزینه حسابداری برای کمک های مالی گزینه ، شکاف بین هزینه های درک شده و اقتصادی را بسته است.

سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محسن رضایی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 2 فروردين 1402 ساعت: 14:07