1 "این کار به طور کامل توسط بنیاد علوم کرواسی تحت شماره پروژه 9481 مدل سازی رشد اقتصادی - الگوریتم توالی و پیش بینی پیشرفته" پشتیبانی شده است."هرگونه نظرات ، یافته ها و نتیجه گیری ها یا توصیه های بیان شده در این مطالب ، درباره نویسنده (ها) است و لزوماً منعکس کننده نظرات بنیاد علوم کرواسی نیست". نویسندگان از داوران ناشناس بخاطر نظرات ارزشمند سپاسگزار هستند.
بخش دارایی نوازیش میرزا ، دانشکده مدیریت جهانی جین ، پردیس دبی ، دبی ، مکاتبات امارات متحده عربی nawazish. [email protected]
- استناد را بارگیری کنید
- https://doi.org/10. 1080/1331677x. 2016. 1160792
- جایگاه
مقالات
اهرم مالی و بازده سهام: شواهدی از اقتصاد نوظهور
خلاصه
هدف از این تحقیق بررسی گزاره های کمپبل و همکاران بود. و میرزا و همکاران. در مورد قیمت گذاری اهرم در بازده سهام با استفاده از مجموعه ای جامع از شرکت های ذکر شده در بورس اوراق بهادار کراچی (KSE) طی یک دوره 13 ساله. نتایج ما نشان می دهد که در حالی که اندازه ، ارزش و مهمتر از همه ، اهرم مالی از نظر ماهیت سیستماتیک است ، حق بیمه ریسک بازار یک عامل مرتبط نیست. این نتایج مفهوم حق بیمه اهرم را تأیید می کند و پیامدهای مهمی برای مدیران مالی ، تحلیلگران سرمایه گذاری و سایر شرکت کنندگان در بازار که از چارچوب قیمت گذاری دارایی برای ارزیابی های سرمایه گذاری استفاده می کنند ، دارد. این یافته ها از اهمیت جهانی برخوردار هستند ، به ویژه برای سایر اقتصادهای در حال ظهور و در حال توسعه که در آن خطر پیش فرض به دلیل ماهیت چرخه ای جریان نقدی و نرخ بازیابی پایین به دلیل ضعف ساختار قانونی از اهمیت برخوردار است.
1. معرفی
ساختار سرمایه یک شرکت به ترکیب تأمین مالی اشاره دارد. این منابع تأمین مالی خارجی را در قالب بدهی ، حقوق صاحبان سهام و تأمین مالی داخلی از طریق درآمد حفظ شده منعکس می کند. با توجه به اهمیت منابع بودجه ، ساختار سرمایه یک شرکت به عنوان عضله مالی آن تلقی می شود و انعطاف پذیری آن می تواند شرکت ها را قادر سازد تا به راحتی به تأمین مالی خارجی مراجعه کنند. بخش عدالت ساختار سرمایه نشان دهنده سهم سهامداران است. این شامل سرمایه پرداخت شده و درآمد حفظ شده است که اضافه کاری انباشته شده است. سرمایه عدالت در مورد درآمد و دارایی های شرکت ادعای باقیمانده ای دارد. ادعای باقیمانده تعبیه شده در سرمایه سهام توسط سایر ذینفعان به ویژه طلبکاران مثبت مشاهده می شود ، زیرا این یک کوسن را برای کسانی که ادعاهای برتر دارند فراهم می کند.
سرمایه بدهی توسط طلبکاران خارجی یک شرکت کمک می کند و به عنوان یک مسئولیت رفتار می شود زیرا تعهد بازپرداخت وجود دارد. تأمین مالی بدهی به عنوان اهرم یک شرکت در نظر گرفته می شود. با این حال ، یک مورد از مفهوم اهرم وجود دارد. این اهرم می تواند از نظر ماهیت عملیاتی و همچنین مالی باشد. تأمین مالی بدهی اهرم مالی یک شرکت است و برای پرداخت بدهی شرکت حساس تر است. این شامل بدهی های کوتاه مدت ، بخش فعلی بدهی بلند مدت ، بدهی بلند مدت ، اجاره عملیاتی و سهام ترجیحی قابل بازخرید است. شایان ذکر است که اجاره نامه های عملیاتی و مزایای پیش بینی شده بازنشستگی از ترازنامه خارج هستند اما به طور مشابه با اهرم مالی شرکت نیز کمک می کنند و نیاز به سرویس دهی به تعهد دارند.
استفاده از بدهی در ساختار سرمایه ذاتاً بد تلقی نمی شود زیرا باعث افزایش بودجه موجود می شود که می تواند برای حمایت از رشد و گسترش استفاده شود. نکته اصلی استفاده از اهرم این است که این شرکت احتمالاً در مقایسه با هزینه تأمین بدهی خود درآمدهای برتر را ایجاد می کند و می تواند تعهدات بدهی خود را ارائه دهد. اگرچه ، هیچ بدهی بهینه ای به نسبت سهام وجود ندارد ، نکته اصلی این است که شرکت باید به همان اندازه بدهی داشته باشد که بتواند به آن احترام بگذارد و این امر بر انعطاف پذیری مالی آن تأثیر منفی نمی گذارد. اگر بنگاه نتواند تعهدات خود را بپردازد ، طلبکاران می توانند آن را مجبور به ورشکستگی کنند. بنابراین ، اهرم مالی منبع اصلی ریسک اعتباری برای یک شرکت است.
در این مطالعه ، ما هدف ما تقلید از اهرم بالای منهای اهرم کم (HLMLL) برای پاکستان برای ارزیابی اینکه آیا اهرم مالی در بازارهای سهام پاکستان قیمت دارد یا خیر. در درجه اول ، ما همان تعریف از اهرم را که توسط میرزا ، سعید و ریزوی (2013) بر اساس نسبت بدهی بلند مدت به کل دارایی ها اقتباس شده است ، دنبال می کنیم. با این حال ، اهرم مالی بالا همیشه به ریسک بالا تبدیل نمی شود ، به ویژه هنگامی که بنگاه ها از بهره وری تجاری و جریان نقدی پوشش کافی دارند. بنابراین ، برای قضاوت در مورد استحکام عامل اهرم ، ما یک اقدام جدید برای مرتب سازی نمونه کارها را ارائه می دهیم که مبتنی بر یک احتمال آینده نگر پیش فرض است. این احتمال پیش فرض با استفاده از روش سیاه و مرتون اسکولز تخمین زده می شود که بازتاب سابق پریشانی مالی است. یافته های ما وجود حق بیمه اهرم (و پریشانی مالی) در بازار پاکستان را تأیید می کند. بقیه مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است. بخش 2 یک بررسی کوتاه ادبیات ارائه می دهد ، بخش 3 روش تحقیق ما را توضیح می دهد ، نتایج در بخش 4 گزارش شده است و بخش 5 نتیجه گیری آزمایشی را ارائه می دهد.
2. بررسی ادبیات
مدل های قیمت گذاری دارایی ریشه های خود را در مقالات منی توسط مارکوویتز (1952) ، توبین (1958) ، شارپ (1964) و لینتنر (1965) دارند. این گزاره ها عمدتاً بر اساس یک عامل توضیحی واحد برای بازده ها بود که به دانشگاهیان فرصتی برای کشف پویایی قیمت گذاری دارایی ها می داد. پسوندهای قابل توجه این کار اولیه شامل مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه بتا (CAPM) توسط بلک (1972) ، قیمت گذاری دارایی بین المللی توسط مرتون (1973) ، یک مدل مبتنی بر مصرف توسط Breeden (1979) و نظریه قیمت گذاری داوری توسط راس (1976)). در حالی که ، این پسوندها ابعاد جدیدی از بازده دارایی را مورد بررسی قرار داده اند ، هیچ یک از اینها ماهیت سیستماتیک عوامل خاص شرکت را بررسی نکرده اند. بنابراین ، با وجود ارتباط اهرم مالی در ساختار سرمایه ، نقش آن در قیمت گذاری دارایی به طور جامع مورد بررسی قرار نمی گیرد. FAMA و فرانسوی (1992 ، 1995) از شارپ (1964) و مدل قیمت گذاری دارایی تک فاکتور Lintner (1965) انتقاد کردند و دو عامل خطر سیستماتیک اضافی ، یعنی اندازه و ارزش حق بیمه را پیشنهاد کردند. آنها ادعا كردند كه این عوامل به طور ضمنی اهرم مالی را به خود اختصاص می دهد. شواهد مختلط در مورد اندازه و ارزش حق بیمه وجود دارد. برخی از محققان مانند Kothari ، Shanken و Sloan (1995) و Conrad ، Michael و Gautam (2003) موفقیت این مدل را به تعصب بقا و رویه های مرتب سازی نسبت می دهند ، در حالی که برخی دیگر مانند Beltratti و Di Tria (2002) ، Griffin (2002)، و غیره از وجود حق بیمه اندازه و ارزش پشتیبانی می کند. الحلانی ، پاپ و استارک (2003) عملکرد یک مدل سه عاملی در انگلستان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند و نتیجه گرفتند که تحقیق و توسعه به همراه عوامل خطر اندازه و ارزش متغیرهای مربوط به توضیح بازده در انگلستان است. با این حال ، Vassalou و Xing (2004) و Campbell ، Hilscher و Szilagyi (2008) مفهوم قیمت گذاری اهرم را از طریق اندازه و ارزش حق بیمه رد کردند. آنها خاطرنشان كردند كه سهام هایی كه از نظر مالی مضطرب بودند ، با وجود بارگذاری فاكتور بالاتر در بازار ، اندازه و فاكتورهای ارزش ، بازده كم را ارائه می دهند.
یافته های Wah Ho ، Strange ، and Piesse (2008) و George and Hwang (2010) شواهدی از بازده غیر عادی برای بنگاه های دارای اهرم مالی بالا از آنچه را می توان توسط مدل های سنتی قیمت گذاری دارایی توضیح داد گزارش دادند. پیترکورت و نیلسن (2005) عواملی را که می توانستند در وجود بازده حق بیمه ارزش کمک کنند ، تجزیه و تحلیل کردند. آنها استدلال كردند كه كتاب به بازار به دلیل رابطه مورد انتظار خود با اهرم مالی ، پروکسی حق بیمه ریسك است.
میرزا و همکاران(2013) با تقلید از عوامل اندازه و ارزش که بر اساس اهرم مالی مرتب شده اند، یک عامل اهرمی ساختند. فاکتور HLMLL تفاوت بین سهام با اهرم بالا و اهرم پایین بود. از آنجایی که اهرم منبع ریسک مالی است. سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در شرکت هایی با اهرم مالی بیشتر که عامل مثبت HLMLL را تضمین می کند، به بازده بالاتری نیاز دارند. نمونه شامل 9 کشور اروپایی بین سال های 1989 و 2008 بود و مطالعه حق بیمه اهرمی قابل توجهی را برای سهام نمونه گزارش کرد. بزرگترین چالش برای اندازه و ارزش پیشنهادی از طرف فاما و فرنچ (2015) بوده است که یک مدل پنج عاملی را آزمایش کردند که برای سودآوری و الگوی سرمایه گذاری تقویت شده است. آنها گزارش کردند که مدل پنج عاملی میانگین بازده نمونه کارها خود را در مقایسه با مدل سه عاملی بهتر توضیح می دهد.
3. روش تحقیق
هدف اصلی این تحقیق ارزیابی قیمت گذاری اهرم مالی در بازده سهام است، بنابراین ما یک مدل چهار عاملی تقویت شده اهرمی را برای توضیح تغییرات در بازده شرکت های پاکستانی برآورد می کنیم. مدل سنتی فاما و عوامل فرانسوی را می توان به صورت زیر نشان داد: (1)
کجا، آرi Rfنشان دهنده بازده اضافی برای سهام i بالاتر از نرخ بدون ریسک، Rm Rfحق بیمه ریسک بازار است، SMB (کوچک منهای بزرگ) حق بیمه اندازه را دریافت می کند و HML حق بیمه ریسک مرتبط با شرکت های در حال رشد را در بر می گیرد. با معرفی یک عامل اهرمی، رابطه بین بازده مازاد و عوامل خطر به صورت زیر مدل سازی می شود: (2)
عامل HLMLL تفاوت بین بازده سهام با اهرم مالی بالا و پایین است. اگر اهرم مالی قیمت گذاری شود، این عامل ریسک باید بار عاملی قابل توجهی داشته باشد. از آنجایی که فقط قیمت سهام قابل مشاهده است، ما بازده روزانه را برای هر شرکت در نمونه محاسبه خواهیم کرد. بازده سهام به شکل زیر خواهد بود: (3)
3. 1 انتخاب نمونه و محدودیت معیارها
شرکت ها باید غیرمالی باشند و قبل از گنجاندن در نمونه باید برای یک دوره دو ساله فهرست شوند.
برای جلوگیری از بازده های غیرهمگام که ممکن است نتایج تجربی را تحت تأثیر قرار دهد، تنها شرکت هایی در نظر گرفته می شوند که حداقل 90 درصد بازده غیر صفر در یک سال تجاری داشته باشند.
داده های روزانه بازار (قیمت سهام، ارزش بازار) و اطلاعات اساسی در مورد وضعیت مالی باید در دسترس باشد.
برای داشتن متغیر کتاب به بازار معنی دار، کلیه شرکت هایی که دارای ارزش ویژه منفی هستند، حذف خواهند شد.
بر اساس این معیارها، توزیع شرکت های نمونه برای هر سال در جدول 1 ارائه شده است. این شرکت ها بر اساس ترکیب دارایی، ساختار مالکیت (هیچ یک از این شرکت ها بیش از 10 درصد سهام خارجی ندارند) و عملیات تجاری قابل مقایسه هستند. این تضمین می کند که ما مجبور نیستیم هیچ گونه تغییر قابل توجهی در این ویژگی ها را کنترل کنیم.
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محسن رضایی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
2 فروردين
1402 ساعت: 13:33