بررسی قانون مالی پروژه: امور مالی اسلامی

ساخت وبلاگ

Milbank LLP logo

امور مالی اسلامی مربوط به انجام فعالیتهای تجاری و مالی مطابق با قوانین اسلامی یا شریعت است (که در درجه اول از قرآن ، کتاب مقدس اسلام و سنت ، کلمات یا شیوه هایی که توسط پیامبر اکرم (ص) تأیید شده اند ، گرفته شده است.). امور مالی اسلامی بر فعالیت اقتصادی تولیدی بر روی گمانه زنی های خالص تأکید می کند و همتایان معامله را ترغیب می کند تا سود و ضرر را برای ارتقاء تلاشهای مشترک به اشتراک بگذارند.

برای تأمین مالی پروژه شریعت ، سازه ها و تکنیک هایی برای ایجاد اولویت های چنین شرکت کنندگان سازگار با اسلامی تهیه شده است. این فصل:

  1. اصول کلیدی مربوط به معاملات مالی اسلامی (بخش دوم) را تشریح کنید.
  2. ساختارهای بودجه معمولی ناشی از آن اصول را بررسی کنید (بخش III).
  3. در مورد کاربرد اصول و ساختارهای مالی اسلامی در یک زمینه مالی پروژه (بخش IV) بحث کنید. وت
  4. به چالش های خاص ترکیب امور مالی اسلامی با تکنیک های معمولی تأمین مالی پروژه (بخش V) بپردازید.

II اصول مالی اسلامی

شرع یک نهاد قانونی است که برای مسلمانان حاکم بر رفتار در اسلام اعمال می شود و از دو منبع اصلی گرفته شده است. قرآن و سنت (کلمات و اعمال پیامبر اکرم (ص)).

تعدادی از ممنوعیت های شریعت وجود دارد که مربوط به فعالیت های تجاری است. به طور کلی ، اگر چیزی ممنوع نباشد (حرام) ، تحت شریعت (حلال) مجاز است. بنابراین ، برای اطمینان از رعایت قوانین اسلامی ، افراد و شرکت ها باید به دنبال راه هایی برای ترتیب امور خود مطابق با مجموعه ای از اصول کلیدی باشند که زمینه های مربوط به ممنوعیت های مربوطه است.

اصول شرع که مربوط به تأمین مالی پروژه است به شرح زیر است.

I RIBA (بیش از حد)

RIBA به معنای ایجاد سود ناعادلانه یا بیش از حد از تمهیدات تجاری در حالی است که خطرات کم یا بدون آن را فرض می کند و تحت شریعت به شدت ممنوع است. نمونه بارز RIBA ، شارژ علاقه به وام است - صرف قرار گرفتن در معرض اعتبار اعتبار وام گیرنده به مرور زمان به عنوان خطر کافی برای پاداش دریافت شده دیده نمی شود. تأثیر این اصل این است که هر ماده ای که شامل پرداختی باشد که می تواند مورد علاقه باشد ، باطل است. درعوض ، وام دهنده باید به نوعی در سود و ضررهای احتمالی تأمین مالی شرکت شرکت کند.

II Gharar (عدم اطمینان)

ممنوعیت غر به این معنی است که هر توافقی که شرایط اساسی آن بیش از حد نامشخص تلقی شود ، تحت شریعت نامعتبر است. به عنوان مثال ، برخی از قراردادهای بیمه ای که در مورد عدم اطمینان در مورد وقوع یک رویداد وجود دارد ، می تواند تحت این اصل باطل باشد. این امر به منظور تشویق افشای جزئیات در بین طرفین و محدود کردن تأثیر شانس است.

III Maysir (حدس و گمان)

در حالی که خطر تجاری معمولی برای انجام یک تجارت مجاز است ، شرع معاملات را که عمدتاً به حدس و گمان متکی است ، ممنوع می کند. بر اساس این اصل ، همراه با غارار فوق ، بسیاری از قراردادهای مشتقات متعارف از منظر امور مالی اسلامی مشکل ساز هستند.

IV Qimar (قمار)

در همین راستا با برخی از اصول فوق ، هرگونه معامله ای که مطابق با قمار باشد ، تحت شریعت ممنوع است.

علاوه بر رعایت اصول فوق ، وام دهندگان که مایل به شریعت بودن هستند ، باید مراقب باشند که در محصولات یا مشاغل ممنوع (Haram) مانند کازینوها یا موسسات آشامیدنی سرمایه گذاری نکنند.

III ساختارهای مالی اسلامی

ساختارهای اصلی مورد استفاده در معاملات مالی اسلامی راهی برای رعایت اولویت های سرمایه گذاران و کارآفرینان در شرایط مختلف ضمن رعایت اصول مالی اسلامی است. این ساختارها در بین شرکت کنندگان صنعت که به دنبال شریعت بودن هستند ، در حال استفاده گسترده است ، اگرچه ممکن است مطابق با صلاحیت و سایر ملاحظات محلی وجود داشته باشد.

تمام ساختارهای اصلی مالی اسلامی ویژگی های مشترکی را به اشتراک می گذارند. این موارد شامل به اشتراک گذاری سود و زیان در بین طرفین معامله (و به تبع آن اولویت سهام عدالت نسبت به بدهی) و دخالت دارایی های واقعی و ملموس است. به دلیل این ویژگی ها ، از امور مالی اسلامی به عنوان شکلی از تأمین مالی دارایی و دارایی مبتنی بر دارایی استفاده می شود.

من ijarah (اجاره نامه)

Ijarah به طور معمول در تأمین مالی پروژه مورد استفاده قرار می گیرد که دارایی در حال حاضر به نوعی وجود دارد. این یک نوع ترتیب اجاره است که به موجب آن وام دهنده مالکیت یک دارایی را می گیرد و حقوق استفاده خاصی را نسبت به آن (معروف به Usufruct) به شرکت پروژه در ازای پرداخت اجاره اجاره می دهد.

دو نوع Ijarah Ijarah WA Iqtina است که در آن دارایی در پایان دوره یا در طول دوره اجاره بها به شرکت پروژه فروخته می شود (شبیه به اجاره نامه مالی) ، و یک ترتیب بیشتر شبیه بهبه اجاره عملیاتی که به موجب آن وام دهنده پس از پایان اجاره نامه ، دارایی را حفظ می کند.

فروش رو به جلو به دلایل عدم اطمینان (غار) به طور کلی تحت شریعت ممنوع است. با این حال ، شریعت اجازه می دهد نوعی اجاره نامه رو به جلو مشترک در تأمین مالی پروژه معروف به Ijarah Mawsufa Fi al-Dhimma باشد. براساس این ترتیب ، پرداخت اجاره فقط پس از تحویل شرکت پروژه ، دارایی را انجام می دهد ، که اطمینان کافی را تضمین می کند.

ii istisnah

Istisnah همچنین معمولاً در تأمین مالی پروژه و همچنین سایر زمینه ها یافت می شود. بر خلاف Ijarah ، بیشتر برای تأمین مالی دارایی که هنوز ساخته نشده یا توسعه نیافته است ، مناسب تر است. براساس این ساختار ، یک پیمانکار متعهد به ساخت یا توسعه دارایی می شود و در عوض پرداخت را از سرمایه دار دریافت می کند ، چه به صورت پیش پرداخت پیش فرض یا پرداخت های مرحله ای در طول دوره ساخت. پس از اتمام ، و مشخصات مشخصی با مشخصات مشخصی ، پیمانکار دارایی را به سرمایه داری که بلافاصله آن را می فروشد (یا اجاره می دهد) تحویل می دهد. در عمل ، این شرکت غالباً همان موجودی است که به پیمانکار وابسته است.

iii murabahah

Murabahah به خوبی برای سناریوهای مالی تجارت مناسب است و می تواند برای تشکیل ساختاری که آینه ای از وام معمولی بدون RIBA (کالایی Murabahah) را نشان می دهد ، سازگار شود. تحت ساختار سنتی موراباها ، سرمایه دار دارایی را از یک تأمین کننده خریداری می کند و سپس در ازای پرداخت معوق ، بلافاصله آن را به مشتری می فروشد. این پرداخت معوق شامل یک علامت گذاری است که منعکس کننده مبلغی است که طبق توافق نامه تسهیلات معمولی به عنوان بهره پرداخت می شود.

IV Mudarabah

Mudarabah برای سرمایه گذاری های سرمایه گذاری مناسب است که در آن سرمایه دار موافقت می کند که مشارکت نزدیک تری در این پروژه داشته باشد و برای سرمایه گذاری های سازگار با شریعت استفاده می شود. این یک ترتیب مشترک است که در آن سرمایه دار (معروف به Rab-Mal) به سرمایه کمک می کند و طرف مقابل (Mudarib) مسئول انجام کار است ، معمولاً با هزینه. طرفین پیش از این با نسبت هایی که می توانند هرگونه سود بین آنها را به اشتراک بگذارند موافق هستند.

Rab-Al-Mal تنها طرفی است که خطر خسارات ناشی از سرمایه گذاری را به عهده می گیرد و هرگونه تلاش برای انتقال این خطر به Mudarib احتمالاً طبق اصول شریعت ممنوع است. نمونه ای از این دانا گاس ، صادرکننده مستقر در امارات متحده عربی است که استدلال می کرد که موداربه آن باید غیرقابل اجرا باشد زیرا خطر خسارات به طور نادرست توسط ضمانت نامه ای که توسط موداریب به خرگوش ماول ارائه شده بود کاهش می یابد.

v Musharakah

Musharakah به عنوان مناسب ترین وسیله نقلیه برای به اشتراک گذاری سود و ضرر مطابق با اصول شریعت دیده می شود. این امر به این دلیل است که مستلزم توافق نسبت هایی است که در آن سود به اشتراک گذاشته می شود اما موافقت می کند که ضرر و زیان با توجه به میزان سرمایه ای که هر یک از آنها سرمایه گذاری کرده است به طرفین توزیع می شود. کنترل در این ترتیب معمولاً توسط یکی از طرفین مطابق توافق انجام می شود ، اگرچه هر دو حق دارند این کار را تحت ساختار مشاراکا انجام دهند.

در تنوع این ساختار ، یک طرف می تواند منافع دیگران (برای هزینه مذاکره) را در طول دوره مشارکا خریداری کند. این به عنوان Musharaka Muntahiya Bittamleek معروف است ، یا Musharakah در حال کاهش است.

ششم سوکوک

سوکوک ابزارهای مانند باند هستند و اغلب به این ترتیب گفته می شود. با این حال ، اگرچه آنها تأثیر اوراق بهادار بدهی معمولی را نشان می دهند ، اما گواهینامه های اعتماد هستند. تحت یک ساز سوکوک ، یک طرف دارایی اعتماد به نفس دارندگان سوکوک را در اختیار دارد و صادرکننده این ابزار بر اساس درآمد دارایی های زیرین ، پرداخت های از پیش تعیین شده ای را به آن سرمایه گذاران انجام می دهد. این پرداخت ها بازده منظم را تضمین می کنند و پس از بالغ شدن ، گواهینامه ها قابل بازخرید هستند. علاوه بر این ، Sukuk به صورت گواهی شده است و در صورت ذکر در صرافی های اوراق بهادار قابل معامله است. چنین ویژگی هایی به معنای عمل سوکوک به روشهای مشابه برای اوراق قرضه مبتنی بر بدهی است ، ضمن رعایت اصول شریعت.

دو نوع اصلی ساختار سوکوک ، سوکوک دارایی دارایی (جایی که دارندگان گواهینامه حقوق مستقیم (سودمند) در دارایی های اساسی دارند) و سوکوک مبتنی بر دارایی (جایی که سرمایه گذاران فقط حق دریافت پول نقد حاصل از آن دارایی ها را دارند).

هر یک از ساختارهای ذکر شده در بالا نیز می توانند در یک زمینه تأمین مالی پروژه به طور مؤثر ترکیب شوند. نمونه بارز این امر می تواند استفاده از مودرابه یا مشراكا به عنوان وسیله نقلیه سرمایه گذاری برای تأمین سرمایه برای ساخت دارایی با استفاده از istisnah باشد. از یک ساختار Ijarah می توان برای لیزینگ دارایی تکمیل شده به شرکت پروژه استفاده کرد.

IV تکنیک های مالی پروژه اسلامی

به طور معمول ، یک پروژه بزرگ به منابع مالی متعدد برای هر دو مرحله ساخت و ساز و پس از تکمیل (یک پروژه چند منبع) نیاز دارد و این امکان را فراهم می کند تا خطر پروژه در بین تعداد بیشتری از سرمایه گذاران گسترش یابد. نیاز به به دست آوردن بودجه از برخی کشورها نیز ممکن است توسط ملاحظات ژئوپلیتیکی هدایت شود.

در تأمین مالی سازگار با شرع ، این منابع ممکن است شامل مؤسسات مالی ارائه دهنده تسهیلات مشابه وام ، موسسات مالی اسلامی (IFI) یا سرمایه گذاران در سوکوک (ابزارهای مالی قابل انتقال مشابه با اوراق قرضه) ، در کنار وام دهندگان متعارف ، آژانس های اعتباری صادراتی (ECA) و صاحبان اوراق قرضه باشد. بشر

هر یک از این شرکت کنندگان اهداف و الزامات مختلفی دارند. IFI ها باید سطح بالایی از پیروی از اصول شریعت را تضمین کنند ، هم در نحوه تأمین مالی و هم در هدف یا اهداف مورد استفاده وجوه. از طرف دیگر ، ECAS نگران این است که از بودجه برای ارتقاء صادرات برای کشور مبدا استفاده می شود.

بنابراین روشی که تأمین مالی در آن ترتیب داده می شود ، باید نیازهای هر یک از این منابع بودجه را تأمین کند. به عنوان مثال ، یک مرکز جداگانه اسلامی با مستندات جداگانه برای IFI که از وام مستقیم به شرکت پروژه ممنوع است مبادا مبادا بازپرداخت در نظر گرفته شود. در همین حال ، ممکن است از پروژه سوکوک نیز برای دستیابی به استخر بزرگتر از سرمایه گذاران استفاده شود.

باقیمانده این بخش تسهیلات اسلامی و روشهای تأمین مالی Sukuk را با جزئیات بیشتر در چارچوب تأمین اعتبار پروژه چند منبع بررسی می کند.

من امکانات اسلامی

دو نوع اصلی تأسیسات اسلامی Wakala-Ijarah و Istisna'a-Ijarah هستند. 2 اینها هر دو از پذیرش گسترده تجاری برخوردار هستند و تمایل به استفاده در ترکیب دارند. پروژه Sukuk همچنین در تأمین مالی پروژه های چند منبع در خاورمیانه مورد استفاده قرار گرفته است. 3

امکانات Wakala-Ijarah و Istisna'a-Ijarah

اول ، دارایی هایی که با استفاده از تسهیلات بانک اسلامی تأمین می شوند ، شناسایی می شوند که به عنوان دارایی های اسلامی شناخته می شوند. تأمین مالی ساخت و ساز برای این دارایی های اسلامی فقط توسط توافق نامه واکالا تحت تسهیلات واکالا-اژاره و توافق نامه Istisna'a تحت تأسیسات Istisna'a-Ijarah ارائه می شود. در همین حال ، تسهیلات متعارف بودجه بقیه دارایی های موجود در پروژه را تأمین می کند.

در یک ترتیب متعارف تأمین مالی پروژه ، شرکت پروژه در صورت درخواست به پیمانکار مهندسی ، تهیه و ساخت و ساز (EPC) ، معروف به پرداختهای Milestone EPC ، از وجوه دریافت شده تحت تسهیلات بانکی ، پرداخت های مرحله ای را انجام می دهد. در یک تسهیلات اسلامی ، مبالغ معادل پرداخت نقاط عطف EPC در عوض توسط IFI به یک نماینده تسهیلات اسلامی ارائه می شود ، که پس از آن این مبلغ را به شرکت پروژه می پردازد. در عوض ، شرکت پروژه پرداخت های اجاره ای (آینه کاری بهره تحت یک تسهیلات معمولی) را به نماینده IFI انجام می دهد. در حالی که دارایی های اسلامی در حال ساخت هستند ، اینها از قبل پرداخت می شوند.

پس از اتمام و عملیاتی دارایی های اسلامی ، IFI (مستقیم یا از طریق یک وسیله نقلیه خاص (SPV)) حق استفاده از دارایی ها را به شرکت پروژه در ازای پرداخت اجاره نامه تحت توافق نامه معروف به Ijarah Mawsufa fi al اجاره می دهددیممابه طور کلی ، پس از اتمام دوره اجاره ، شرکت پروژه مالکیت دارایی های اسلامی را می گیرد. با این حال ، در موارد خاص ، مالکیت ممکن است به تدریج در طول اجاره نامه ، به عنوان مثال ، در یک ترتیب Istisna'a-Ajarah به شرکت پروژه منتقل شود.

حاکمیت قانون و حل اختلاف

توافق نامه های تسهیلات اسلامی وقتی در مورد هر دو قانون حاکم و صلاحیت مناسب برای حل و فصل اختلافات ، چالش های خاصی را ایجاد می کند. یکی از اولویت های رایج این است که قانون انگلیسی در مورد تسهیلات بانکی اسلامی در تأمین مالی پروژه و دادگاه های انگلیس برای حل و فصل اختلافات ناشی از آنها ، قانون حاکم باشد. این امر به این دلیل است که دادگاه های انگلیس مدتهاست که آمادگی شنیدن اختلافات ناشی از سایر کشورها را به شرط آنکه توافق نامه ها توسط قوانین انگلیس اداره می شوند ، آماده شده اند. همچنین این بدان معناست که طرفین می توانند به یک پرونده قضایی تثبیت شده و سازگار اعتماد کنند که چندین تفسیر (یا ماداب ها) ندارند و برای مقابله با موضوعاتی که در تأمین مالی پیچیده مرزی ایجاد می شود ، استفاده می شود. دادگاه های انگلیس همچنین به طور کلی برای طلبکاران مطلوب تر از انجمن های حوزه های قضایی هستند. 4

با این حال ، این رویکرد باعث خطر تضاد در مسائل مربوط به قوانین می شود. این نخستین بار به دلیل دکترین لکس situs است که بیان می کند که این قانون صلاحیت است که در آن یک دارایی واقع شده است که باید جنبه های اختصاصی آن دارایی را حاکم کند. این بدان معناست که اگر این پروژه برای تأمین دارایی در یک کشور تأمین شود ، قانون آن کشور ممکن است صلاحیت خودکار در مورد توافق نامه های زیر پروژه داشته باشد. علاوه بر این ، اگر مغایر با قوانین کشور محلی باشد ، یک توافق داده شده ممکن است غیرقابل اجرا باشد.

دومین نگرانی در مورد مقررات مبتنی بر شریعت این است که ممکن است مشخص نباشد که آیا قانون انگلیسی یا اصول شریعت باید در مورد درگیری حاکم باشد. برای نزدیک شدن به این سؤال ، شایان ذکر است که آیا قضات انگلیسی برای تصمیم گیری در مورد موارد مربوط به اصول اسلامی ، تخصص لازم را دارند و آیا این کار را انجام می دهند ، کدام تفسیر (یا ماداب) آنها را اعمال می کنند.

دادگاه های انگلیس با این حکم مبنی بر اینکه هر عناصر مبتنی بر شریعت بخشی از محتوای تجاری یک توافق نامه است ، نه مقررات قانونی و قابل توجه آن ، به طور معمول به این موضوعات نزدیک شده اند. بنابراین ، فقط اصول قانون انگلیسی اعمال می شود و طرفین باید خود را برآورده کنند که این سند با استفاده از کانال های دیگر شریعت است. 5

در عمل ، این کار توسط یک کارشناس توافق شده در مورد شریعت انجام می شود که قبل از ورود طرفین به توافق ، فاتوا (یا حکم) را به تأثیر فوق بدهد. طرفین به طور معمول شامل مقررات مربوط به توافق نامه تسهیلات می شوند و تأیید می كنند كه هر كدام از اینكه سند مورد نظر کاملاً مطابق با شرع است و فاتوا اظهار داشت كه این امر قانونی است. 6

شرکت کنندگان در تأمین مالی پروژه به طور فزاینده ای تصمیم می گیرند که اسناد تسهیلات اسلامی توسط قوانین محلی ، به ویژه برای پروژه های خاورمیانه اداره شود. این ممکن است به دلیل الزامات کشور محلی ، دکترین Lex situs همانطور که در بالا ذکر شد یا تأثیر وام دهندگان داخلی است.

وقایع پیش فرض

با داشتن چندین ابزار تأمین مالی با استفاده از انواع ساختارها و داشتن اهداف مختلف ، برای شرکت پروژه در تأمین اعتبار پروژه چند منبع مهم است که توافق نامه اصطلاحات مشترک (CTA) را با طرفین تأمین مالی موافقت کنند ، که شرایط موجود را تعیین می کندمشترک برای همه ابزارهای پروژه. در صورت وقوع پیش فرض تحت یکی از اسناد تسهیلات اسلامی ، باید یک رویداد پیش فرض تحت CTA باشد. این تضمین می کند که اسناد مختلف تسهیلات به منظور وقایع پیش فرض ، راه حل ها ، درآمد و آبشارهای نقدی اجرایی در ارتباط هستند و تسهیلات متعارف با IFI ها در رده بندی قرار می گیرند که این نشان دهنده قصد طرفین است.

خاتمه و پیش پرداخت اجباری

در یک تسهیلات وام متعارف ، وام دهنده با صدور یک اعلامیه اجرایی و فراخوانی وام به موجب مقررات مربوطه در اسناد تسهیلات ، مبلغ وام داده شده در مورد وقوع پیش فرض را تسریع می کند. در یک ترتیب سازگار با شریعت ، شتاب توسط ارائه دهندگان تأمین مالی اسلامی که نیاز به مبلغ خاتمه از شرکت پروژه دارند ، رخ می دهد. در تسهیلات Istisna' a-Ijarah ، این کار توسط IFIS انجام می شود که یک نوع گزینه را به عنوان یک شرکت خرید معروف می کند ، در حالی که در یک تسهیلات Wakal a-Ijarah ، آنها به موجر نیاز دارند تا مطابق با آن پرداخت مبلغ خاتمه را انجام دهندقرارداد اجاره.

II Project Sukuk

تحت سوکوک ، بازده قابل پرداخت به دارندگان گواهی بر اساس عملکرد یک دارایی واقعی است که این امر آن را به یک ساختار ایده آل برای استفاده در تأمین مالی پروژه تبدیل می کند.

یک نوع ساختار که اغلب مورد استفاده قرار می گیرد ، سوکوک الجره است که در تأمین مالی دارایی و دارایی مبتنی بر دارایی به کار می رود. براساس این ترتیب ، گواهینامه های اعتماد توسط SPV صادر می شود ، که از درآمد حاصل از آن برای به دست آوردن دارایی های خاصی از فروشنده (دارایی های اسلامی) استفاده می کند. SPV به عنوان نماینده و متولی برای دارندگان سوکوک عمل می کند ، که هرکدام علاقه اختصاصی مشترک و منحصر به فرد به دارایی های اسلامی (همراه با سایر دارندگان) دارند. دارایی های اسلامی سپس به شرکت پروژه اجاره داده می شود و این باعث می شود در ازای پرداخت اجاره به SPV پرداخت شود. مبالغ پرداخت شده به عنوان اجاره شامل قیمت دارایی و حاشیه به عنوان نشانه گذاری است که ممکن است ثابت یا شناور باشد (بر اساس LIBOR). صادرکننده از درآمد اجاره ای برای پرداخت دوره ای به دارندگان گواهی استفاده می کند به گونه ای که هر سرمایه گذار بازپرداخت سرمایه گذاری خود را به صورت حرفه ای انجام دهد. در هنگام سررسید ، شرکت پروژه موظف است دارایی های اسلامی را از صادرکننده برای مبلغ برابر با پرداخت های اجاره ای برجسته خریداری کند. صادرکننده از این وجوه برای توزیع نهایی در بازخرید گواهینامه ها از سرمایه گذاران استفاده می کند.

در تأمین مالی پروژه چند منبع ، پروژه سوکوک به طور معمول مبتنی بر دارایی است ، به این معنی که صادرکننده یک طلبکار ارشد است و حق دریافت پول دریافت شده از دارایی ها را دارد اگر سرمایه گذاران رأی دهند تا از جمله منابع دیگر ، به یک رویداد پیش فرض شتاب دهند. بودجهبنابراین ، دارندگان گواهی نامه فقط حق دریافت مبلغ نقدی و قابل پرداخت به صادرکننده را دارند - آنها حق ندارند مالکیت دارایی های زیرین را بگیرند یا آنها را برای بازپرداخت بدهی های مربوط به آنها تحت گواهینامه ها بفروشند. تنها در شرایطی که همه احزاب امور مالی به موجب توافق نامه ای متعهد به شتاب عمومی رای می دهند ، صادرکننده ، که به نمایندگی از دارندگان گواهینامه عمل می کند ، حق دارد به عنوان یک طلبکار ارشد در اختیار داشتن دارایی های امن پروژه قرار بگیرد.

وضعیت پروژه سوکوک

طرفین باید قبل از ورود به یک پروژه Sukuk تصمیم بگیرند که چگونه این ساز باید در رابطه با سایر امکانات ارشد رتبه بندی کند. اگر یک ترتیب pari passu انتخاب شود ، چندین موضوع برای در نظر گرفتن وجود دارد: آیا مبلغ توزیع دوره ای باید در همان سطح در آبشار جریان نقدی پرداخت شود. این که آیا امنیت داده شده توسط شرکت پروژه باید در بین طلبکاران مختلف به اشتراک گذاشته شود. و چه تمهیداتی را باید در رابطه با حق رأی متفرقه انجام داد.

دارندگان گواهینامه های سوکوک ممکن است از حقوق مشابه کسانی که در اوراق قرضه متعارف صادر شده توسط آیین نامه یا قانون 144A قانون اوراق بهادار ایالات متحده 1933 به آنها اعطا می کنند ، از حقوق برخوردار شوند. رویداد پیش فرض برای شروع و رأی دادن به اقدامات اجرایی. سرمایه گذاران در هر دو نوع ابزار نیز فقط از میثاق های تحمل بهره می برند. 7

سایر مواردی که باید هنگام ساخت و صدور پروژه سوکوک در نظر بگیرید

ملاحظات اصلی زیر هنگام ساخت و صدور پروژه Sukuk اعمال می شود (بیشتر آنها به صدور اوراق معمولی مربوط می شوند).

با توجه به اینکه توزیع های انجام شده به دارندگان گواهی توسط صادرکننده ممکن است بسته به صلاحیت ، برای اهداف مالیاتی متفاوت رفتار شود ، انتخاب مکان اختلاط برای صادرکننده SPV با این توجه مهم است.

اگر پروژه Sukuk به ارز دیگری با هزینه ای که درآمدهای این پروژه ایجاد می شود ، تبدیل شود ، این سرمایه گذاران را در معرض نوسانات نرخ ارز قرار می دهد. بنابراین ارز گواهینامه های سوکوک ممکن است همان ارز پروژه باشد. همچنین ممکن است مقررات محلی وجود داشته باشد که ارزهایی را که می توانند برای پروژه سوکوک استفاده کنند ، محدود کند.

صادرکننده SPV به همراه شرکت پروژه باید یک دفترچه را منتشر کرده و با سایر مقررات مربوط به بازار سرمایه قابل اجرا مطابقت داشته باشند. در حالی که این سند از اکثر جهات به عنوان دفترچه های اوراق بهادار ذکر شده معمولی یکسان خواهد بود ، یک دفترچه Sukuk Projectus همچنین FATWA را به اثبات رعایت سازها با شریعت می رساند. این به طور معمول توسط هیئت نظارت شریعت صادرکننده SPV ، شرکت پروژه یا مدیران اصلی رهبری سوکوک تهیه می شود.

به طور کلی ، خطر عدم رعایت اصول شریعت باید در حد امکان هم در مورد پروژه Sukuk و هم سایر ترتیبات مالی اسلامی کاهش یابد. اهمیت این امر در مورد Dana Gas PJSC در مقابل Dana Gas Sukuk Ltd و دیگران مشاهده شد. 8 در این حالت ، یک طرف استدلال می کند که یک توافق نامه موداربه که توسط قانون امارات متحده عربی اداره می شود ، اصول اصلی شریعت (به دنبال توسعه در فقه) را رعایت نمی کند ، و در نتیجه توافق نامه خرید بر اساس آن (که طبق قانون انگلیسی اداره می شد) باید به دلیل اشتباه ، باطل باشد. این استدلال توسط دیوان عالی انگلیس رد شد زیرا ضمانت های قراردادی وجود داشت که هرگونه خطر عدم رعایت شریعت را که بین طرفین توافق شده بود ، برطرف می کرد. علاوه بر این ، در مورد مکانی که باید تعهدات قرارداد در نظر گرفته شود ، اختلاف نظر وجود داشته است. دادگاه دریافت که از آنجا که پرداخت های تحت توافق نامه خرید به یک بانک لندن انجام شده است ، مکان صحیح بلکه امارات متحده عربی نبود بلکه انگلیس بود. بنابراین نه قانون شریعت و نه امارات متحده عربی به این توافق مربوط نمی شدند که آیا این توافق نامه قابل اجرا است. این پرونده ماهیت اساسی مقررات موجود در قراردادها را نشان می دهد که با عدم رعایت شریعت (به عنوان مثال ، ضمانت نامه ها و بازنمودها) سروکار دارند. نتیجه همچنین تأثیر قابل توجهی در عملکرد تعهدات پرداخت در حوزه های قضایی دارد که توسط شرع اداره نمی شود.

v ادغام امکانات متعارف و اسلامی

هر موضوعی که ممکن است هنگام ترکیب ساختارهای اسلامی مورد بحث در بالا با عناصر متعارف تأمین مالی ظاهر شود ، باید در روند ساختاری مورد بررسی و حل قرار گیرد. بسیاری از این موضوعات و راه حل های آنها قبلاً در بخش های دیگر این فصل ذکر شده است. مهمترین آنها در بین آنها مربوط به روابط بین احزاب مختلف مالی و به ویژه ترتیبات متعهد بین IFIS و وام دهندگان متعارف است.

به عنوان مثال ، به عنوان یک موضوع متعهد برای هماهنگ کردن مقررات مربوط به وقایع پیش فرض و استفاده از راه حل های درمانی بین امکانات معمولی و امکانات اسلامی ضروری است. هیچ طلبکار مایل به پذیرش دیگری نیست که بتواند وام خود را پس از یک رویداد پیش فرض تحت آن تسهیلات تسریع کند ، اما قادر به شتاب خود در هنگام بروز همان رویداد نیست. از این گذشته ، اگرچه دارایی یا دارایی های مورد نظر ممکن است چندین مجموعه بسیار متفاوت از تمهیدات بودجه داشته باشد ، اما این یک پروژه تأمین می شود و باید به این ترتیب رفتار شود.

همچنین باید در مورد هماهنگی پرداخت های شرکت پروژه از آبشار نقدی خود به طلبکاران ، مراقبت شود ، هم در مورد پرداخت های برنامه ریزی شده و پیش پرداخت (اجباری یا داوطلبانه). این بستگی به شرایط تجاری که توافق شده است بستگی دارد ، اما در صورت رتبه بندی IFIS با وام دهندگان معمولی ، از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود. در یک آبشار معمولی قبل از اجرای تحت یک عمل متعهد ، IFI ها و وام دهندگان متعارف حق دارند متناسب با سطح سرمایه گذاری های خود بازپرداخت کنند.

با این حال ، برخی از محققان حاکم بر رعایت شریعت ممکن است اجازه ندهند که بودجه خاصی به وام دهندگان معمولی توزیع شود ، مانند درآمد حاصل از فروش از دارایی های اسلامی یا پرداخت اجاره تحت اجاره نامه قبل از انتقال دارایی به شرکت پروژه.

بنابراین احزاب تأمین مالی اسلامی و متعارف باید موارد زیر را موافقت کنند:

  1. شرایطی که طبق آن تصمیمات تحت توافق نامه متعهد و CTA به طور مشترک بین وام دهندگان متعارف و IFI ها انجام می شود.
  2. این که آیا یک IFI می تواند به طور یک جانبه تصمیم به سرعت بخشیدن به تسهیلات خود بگیرد ، با این تأثیر که شتاب لازم نیست تحت امکانات معمولی رخ دهد. وت
  3. اگر وام دهندگان متعارف در مورد تصمیم شتاب باید مشورت شوند ، آستانه رای گیری باید باشد: آستانه پایین تر توصیه می شود زیرا معمولاً وام دهندگان معمولی تر از IFI ها وجود دارند ، بنابراین دستیابی به رضایت کافی ممکن است دشوار باشد.

میزان امنیت ارائه شده توسط شرکت پروژه نیز هنگام وارد کردن امور مالی اسلامی در تأمین مالی پروژه مورد توجه قابل توجهی است. یک سؤال اساسی این است که آیا دامنه امنیت باید به تعهدات شرکت پروژه به وام دهندگان متعارف محدود شود یا اینکه آیا باید تعهدات مربوط به IFI ها را نیز پوشش دهد. سرانجام ، از آنجا که معمولاً امنیت در کل پروژه ارائه می شود ، مهم است که تأثیر این امر را بر دارایی های اسلامی و هرگونه اشتراک امنیت در بین طلبکاران مختلف از جمله با بانک های معمولی در نظر بگیرید.

سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محسن رضایی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 26 اسفند 1401 ساعت: 13:09