بازده تعدیل شده ریسک چیست؟

ساخت وبلاگ

بسیاری از ما که به طور فعال سرمایه گذاری های خود را مدیریت می کنیم، می خواهیم بدانیم که چقدر خوب عمل کرده ایم و آیا بازده سرمایه گذاری ما ارزش زمان و تلاش ما را دارد یا خیر. دانستن اینکه آیا کار خوبی انجام داده اید یا خیر می تواند برای برخی از سرمایه گذاران چالش برانگیز باشد. تعریف اینکه چه چیزی خوب است دشوار است زیرا به بسیاری از عوامل دیگر بستگی دارد.

بازگشت مطلق چیست؟

به طور معمول، سرمایه گذاران عملکرد خود را بر اساس بازده مطلق اندازه گیری می کنند که صرفاً به بازده سرمایه گذاری یک دارایی یا پرتفوی در یک دوره معین اشاره دارد.

منظورم این است که چند بار شنیده اید که یک دوست به خود می بالد: "من فقط در 2 هفته 30 درصد از دارایی های AEM درآمد داشتم!". مطمئنم قبلاً چند بار این را شنیده ایم.

متأسفانه، بازگشت مطلق به خودی خود چیز زیادی نمی گوید.

به عنوان مثال، سرمایه گذاری که 30 درصد از یک سهام سود می برد، ممکن است 100 درصد سرمایه خود را در این کار به خطر انداخته باشد. در این مثال، سرمایه گذار دارای مزیت سرمایه گذاری نیست، زیرا دائماً بیش از پاداش احتمالی ریسک می کند. به عبارت دیگر، او ممکن است خوش شانس بوده باشد.

بنابراین، ما باید در نظر بگیریم که تولید آن بازده چقدر ریسک دارد، که به عنوان بازده تعدیل شده ریسک نیز شناخته می شود. در دنیای حرفه ای، بازده تعدیل شده بر اساس ریسک برای اوراق بهادار، صندوق ها و پرتفوی های فردی اعمال می شود. این روش برای مقایسه بازده پرتفوی ها با سطوح ریسک مختلف در برابر یک معیار استفاده می شود.

برخی از معیارهای خطر رایج عبارتند از آلفا، بتا، R-squared، انحراف استاندارد و نسبت شارپ. هنگام مقایسه چندین سرمایه گذاری بالقوه، همیشه باید معیارهای ریسک یکسان را با هر سرمایه گذاری متفاوت مقایسه کنید تا یک دیدگاه عملکرد نسبی بدست آورید.

اصل اساسی در محاسبه بازده تعدیل شده با ریسک، مقایسه بازده سرمایه گذاری یک دارایی در برابر نوسانات آن است. صندوقی که بازده سرمایه گذاری بالایی با نوسانات بالا ایجاد می کند، احتمالاً در مقابل صندوقی که بازده متوسط با نوسان بسیار کم ایجاد می کند، رتبه پایینی را کسب می کند.

alt

بیایید به مثال بالا نگاه کنیم:

در این فرض، شاخص عمومی بورس یا شاخص معیار در سنگاپور، شاخص Straits Times (شاخص STI) است. به طور متوسط سالانه 6 درصد با میانگین نوسان 15 درصد با نرخ بدون ریسک 3 درصد در دهه گذشته بازدهی دارد.

STI در برابر 3 صندوق سرمایه گذاری همانطور که نشان داده شده است مقایسه می شود و این سرمایه گذاری ها مطابق با نسبت شارپ آنها رتبه بندی می شوند. در این مثال ، صندوق با بالاترین نسبت شارپ بهترین صندوق عملکرد تنظیم شده با ریسک است.

از جدول بالا می توانیم ببینیم که صندوق ABC بالاترین بازده سالانه را ایجاد می کند ، اما از نظر نسبت شارپ کمترین رتبه را دارد. این به دلیل نوسانات نمونه کارها است زیرا در بین 4 سرمایه گذاری بالاترین است. بنابراین ، از مثال بالا ، نتیجه می گیریم که صندوق با بالاترین بازده سالانه ممکن است بهترین سرمایه گذاری تنظیم شده با ریسک نباشد.

بازده تنظیم شده در معرض خطر می تواند تأثیر شدیدی بر پرتفوی داشته باشد. در بازارهای گاو نر ، صندوق با ریسک پایین تر از معیار می تواند بازده را محدود کند ، و صندوق ای که خطر بیشتری را نسبت به معیار ایجاد می کند ممکن است بازده قابل توجهی را تجربه کند. با این حال ، وجوه با ریسک بالاتر مستعد ضرر و زیان در دوره های بی ثبات است ، اما این صندوق ها به احتمال زیاد از معیارهای خود نسبت به چرخه های کامل بازار بهتر عمل می کنند.

سرمایه گذاران حرفه ای در مورد ریسک چه فکر می کنند؟

بازده مطلق و بازده تنظیم شده ریسک معمولاً به عنوان دو مدرسه مختلف فکری درک می شوند. با این حال ، من این فرض کلی را به چالش می کشم که بازده مطلق و تنظیم ریسک ، مدارس تفکر متقابلاً منحصر به فرد نیستند.

بازده مطلق اغلب در برابر بازده نسبی مقایسه می شود ، و من فکر می کنم بیشتر سرمایه گذاران حرفه ای با ادعای قدیمی موافق هستند ، "شما نمی توانید بازده نسبی بخورید". اگرچه در عمل همه به نوعی معیار نیاز دارند که در مقابل آن مقایسه عملکرد.

من همچنین با اطمینان تصور می کنم که بیشتر سرمایه گذاران حرفه ای ذاتاً در مورد بازده های تنظیم شده ریسک بیشتر فکر می کنند. با این حال ، بیش از یک رکورد طولانی به اندازه کافی ، این دو به طور کلی قابل تشخیص نیستند.

استدلال من در این مورد این است که یک رکورد طولانی مدت محکم (بیش از 20 سال) را نمی توان به شانس نسبت داد. بنابراین ، اگر یک مدیر صندوق در واقع ریسک ناچیز زیادی در ایجاد بازده های بزرگ خود داشته باشد ، احتمالاً در بعضی مواقع بدشانس می شود و خطرات اساسی در خسارات بزرگ آشکار می شود.

وارن بافت را به عنوان نمونه بگیرید ، شرکت هلدینگ وی ، ارزش بازار برکشایر هاتاوی با نرخ سالانه 20. 5 درصد در مقابل S& P 500 در 9. 7 درصد از 1965-2018 پیچیده شده است. بیش از 53 سال ، این میزان بسیار زیادی از عملکرد است.

نکته این است که در حالی که بازده مطلق کاملاً مبهم است ، اما کاملاً آشکار است که نمی توان در طی یک دوره 5 دهه بدون مدیریت به خوبی به آن نوع بازده دست یافت.

وارن بافت و شریک زندگی وی ، چارلی مونگر به دلیل انتقاد از مفاهیم مالی مدرن مانند مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه (CAPM) و نظریه نمونه کارها مدرن (MPT) شناخته شده اند. وی ادعا كرد كه هرگز از مدلهای مالی پیشرفته برای ارزیابی فرصتهای سرمایه گذاری استفاده نکرده است.

در حقیقت ، او یک بار توضیح داد که چرا استفاده از بتا برای او کاملاً بی معنی است که گفت: "یک مثال سریع: شرکت واشنگتن پست در سال 1973 با قیمت 80 میلیون دلار (108. 6 میلیون دلار S) در بازار فروخته می شد. در آن زمان، در آن روز ، شما می توانستید دارایی ها را به هر یک از ده خریدار با قیمت کمتر از 400 میلیون دلار ، احتمالاً بسیار بیشتر از آن فروخته باشید.

این شرکت صاحب پست ، نیوزویک ، به علاوه چندین ایستگاه تلویزیونی در بازارهای اصلی بود. همین املاک در حال حاضر 2 میلیارد دلار ارزش دارد ، بنابراین شخصی که 400 میلیون دلار به آمریکا پرداخت می کرد ، دیوانه نبود.

حال اگر سهام حتی بیشتر به قیمتی که به جای 80 میلیون دلار آمریکا ارزیابی شده بود ، حتی بیشتر کاهش یافته بود ، بتا آن بیشتر می شد. و برای افرادی که فکر می کنند بتا ریسک می کند ، قیمت ارزان تر باعث می شود خطرناک تر به نظر برسد. این واقعاً آلیس در سرزمین عجایب است. من هرگز نتوانسته ام بفهمم که چرا خرید 400 میلیون دلار دارایی با قیمت 40 میلیون دلار از 80 میلیون دلار آمریکا خطرناک است. "

با وجود اینکه یکی از محتاط ترین و آگاه ترین سرمایه گذاران در جهان است ، این بیانیه به ما می گوید که بافت هرگز از معیارهای تنظیم شده ریسک مانند نسبت شارپ ، بتا یا مدل حق بیمه ریسک برای تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری استفاده نمی کند.

چرا چنین است؟

خوب ، سرمایه گذاران حرفه ای مانند بافت ، ریسک را متفاوت از روشهای نظری آموزش داده شده در مدارس تجاری تعریف می کنند. آکادمی مالی ریسک را به عنوان "نوسانات قیمت" تعریف می کند ، هرچه قیمت سهام بی ثبات تر باشد ، خطرناک تر است. بنابراین ، معیارهایی مانند نسبت شارپ ، بتا و انحراف استاندارد بر نوسانات قیمت تاریخی دارایی متمرکز است.

در مقابل ، بافت نوسانات افزایش یافته را فرصتی می داند. به عنوان یک سرمایه گذار ارزشمند ، وی از بدبینی و نوسانات بازار برای خرید سهام شرکت های با کیفیت بالا استفاده می کند. او می تواند خرید سهام را با قیمت های ارزان تر انتخاب کند یا به سادگی آنها را نادیده بگیرد.

جوئل گرینبلات ، یک سرمایه گذار معروف با ارزش مدرن با سابقه 20 ساله برای تولید نرخ بازده سالانه 40 درصدی برای صندوق خود ، گاتهام سرمایه است. هنگامی که گفت: "بزرگترین مواضع من مواردی نیست که فکر می کنم بیشترین درآمد را کسب می کنم. بزرگترین مواضع من مواردی است که فکر نمی کنم پول خود را از دست بدهم."

در اینجا ، گرینبلات اظهار داشت که تخصیص نمونه کارها وی مبتنی بر نوسانات تاریخی دارایی نیست بلکه احتمال ضرر دائمی است. سرمایه گذاران مانند Greenblatt ریسک را متفاوت ارزیابی می کنند ، یک سرمایه گذار اساسی که دانش عمیقی از یک شرکت دارند و صنعت آن ، ریسک را با نوسانات قیمت ارزیابی نمی کند بلکه عوامل اساسی مانند صنعت و چشم انداز کلان یک تجارت است.

در اینجا یک مثال وجود دارد ...

بیایید بگوییم که شما در یک سهام با ارزش عمیق سرمایه گذاری می کنید که بسیار پایین تر از ارزش انحلال شرکت است. آیا با بررسی اینکه قیمت بازار آن امنیت از نظر تاریخی چقدر بی ثبات بوده و چه چیزی ممکن است پیش می رود ، اندازه گیری ریسک منطقی است؟

بدیهی نیستدر این موارد ، خطر باید به عنوان احتمال از دست دادن دائمی تصور شود. تا این حد ، شما باید سؤالاتی مانند:

  • احتمال ورود شرکت به ورشکستگی چیست؟
  • سوزاندن سالانه نقدی که در 2-3 سال آینده انتظار می رود چیست؟
  • آیا شرکت قبل از آن ذخیره نقدی خود را کاهش می دهد؟

در این مثال ، شما شروع به فکر کردن در مورد توزیع بازده بالقوه و اینکه آیا ارزش کلی مثبت مورد انتظار سرمایه گذاری برای جبران احتمال خسارات بزرگ در روند نزولی شما کافی است.

این نظرات شما را در مورد بازده های تنظیم شده در ریسک برای آن سرمایه گذاری آگاه می کند ، و می توانید به طور مناسب اندازه بگیرید تا نحوه ترجمه آن به بازده مطلق را تغییر دهید. این باید کل فرایند چگونگی مدیریت خطر نزولی یک سرمایه گذاری باشد.

قوام در این فرآیند شانس پیروزی و توانایی تولید بازده پایدار طولانی مدت را افزایش می دهد. بنابراین ، در طی یک دوره به اندازه کافی طولانی ، بازده مطلق و تنظیم ریسک به طور کلی یک و یکسان است.

در پایان ، مدیران پول خوب مدیریت ریسک خوب و قوی را در اولویت قرار می دهند و اهمیت آن را در ساخت یک سابقه بلند مدت درک می کنند. مدیریت ریسک در مورد مدیریت بدترین سناریوی ممکن برای سرمایه گذاری شما و داشتن یک برنامه عملی در صورت وقوع است.

به عنوان سرمایه گذاران خرده فروشی ، ما باید ابتدا روی محافظت از سرمایه شما متمرکز شویم و پاداش از خود مراقبت خواهد کرد.

این مقاله برای اولین بار در Value Invest Asia منتشر شد. کلیه مطالب فقط برای اهداف اطلاعات عمومی نمایش داده می شود و مشاوره مالی حرفه ای را تشکیل نمی دهد.

سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محسن رضایی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 25 اسفند 1401 ساعت: 12:46