به منظور انجام اقدامات مناسب و مؤثر در برابر رفتارهای ضد رقابتی در بخش کشاورزی ، درک تعامل بین قدرت خریدار در تهیه کشاورزی و قدرت فروشنده در خرده فروشی مواد غذایی و تخصیص بهینه تلاشهای ضد اعتماد بین بازارها برای به حداکثر رساندن رفاه ضروری است. این مقاله نشان می دهد که ، حتی اگر هدف سیاست به حداکثر رساندن رفاه کشاورزان باشد ، ممکن است تلاش های ضد اعتماد به هر دو بازار مزرعه و خرده فروشی نیاز داشته باشد. مهمتر از همه ، تخصیص بهینه از تلاشهای ضد اعتماد برای سه هدف مختلف سیاست یکسان است: به حداکثر رساندن رفاه کشاورز ، به حداکثر رساندن رفاه مصرف کننده و به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی. تند بودن عرضه مزرعه و منحنی تقاضای مصرف کننده ، همراه با قدرت خریدار پردازنده ها و قدرت فروشندگان خرده فروشان ، می تواند بر تخصیص بهینه تلاش های ضد اعتماد تأثیر بگذارد. برخی از دستورالعمل ها و فرمول برای طراحی تخصیص بهینه تلاش های ضد اعتماد بین بازارهای مزرعه و خرده فروشی پیشنهاد شده است.
زمینه
دو شکل از قدرت بازار در امتداد زنجیره بازار مواد غذایی که مورد توجه قابل توجهی قرار گرفته اند ، قدرت خریدار عمده فروشان/پردازنده ها در تهیه کشاورزی و قدرت فروشندگان خرده فروشان در خرده فروشی مواد غذایی هستند. این دو شکل از قدرت بازار پیامدهای مهمی برای تولید کنندگان و مصرف کنندگان کشاورزی دارند. در تهیه کشاورزی ، بسیاری از صنایع ایالات متحده ، مانند دام ، لبنیات ، سویا ، مرغ و بذر ، در دهه های اخیر بیشتر متمرکز شده اند. به عنوان مثال ، نسبت غلظت چهار شرکت (CR4) در بسته بندی گوشت گاو از 36 ٪ در سال 1980 به 85 ٪ در سال 2015 افزایش یافته است (وزارت کشاورزی ایالات متحده ، بسته های بازرسی دانه ها و مدیریت سهام 2016) و CR4 ملی فرآوری شیر سیالاز 16 ٪ در سال 1982 تا 43 ٪ در سال 2002 (وزارت کشاورزی ایالات متحده ، خدمات تحقیقات اقتصادی 2007). این تمرکز فزاینده باعث شده است که تولید کنندگان ، سیاستگذاران و محققان دانشگاهی نگران اثرات ضد رقابتی قدرت خریدار بالقوه در تهیه کشاورزی بر قیمت مزرعه و رفاه تولید کننده باشند. مطالعات دانشگاهی و گزارش های دولت بر تمرکز و مسائل مربوط به قدرت خریدار متمرکز شده است. قدرت خریدار در بازارهای بسیاری از محصولات کشاورزی و مواد غذایی از جمله گندم (استیگرت و همیلتون 1998) ، گاو (Azzam and Anderson 1996 ؛ Mceowen et al. 2002 ؛ Ward 2002) ، Hogs (ژنگ و Vukina 2009) ، شیر (شیر () مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. آلوارز و همکاران 2000) ، کاکائو (Wilcox and Abbott 2006) ، دخانیات (راپر و همکاران 2000) و گوجه فرنگی (Durham and Sexton 1992 ؛ Huang and Sexton 1996).
شکل دیگر قدرت بازار قدرت فروشنده در خرده فروشی مواد غذایی است. در بازارهای خرده فروشی مواد غذایی ، با توجه به افزایش غلظت ، توزیع مکانی مصرف کنندگان و فروشگاه ها و تمایز فروشگاه ، ممکن است خرده فروشان مواد غذایی بتوانند از قدرت بازار فروشنده برای تأثیرگذاری بر قیمت های شارژ شده برای مصرف کنندگان استفاده کنند. National CR4 در خرده فروشی مواد غذایی از 16. 8 ٪ در سال 1992 به 37. 3 ٪ در سال 2011 افزایش یافت و میانگین CR4 محلی در کلان شهرها در سال 2007 72. 3 ٪ بود (وزارت کشاورزی ایالات متحده ، خدمات تحقیقات اقتصادی 2007 ؛ 2012). توزیع مکانی مصرف کنندگان و فروشگاه های خرده فروشی به یک فروشگاه اجازه می دهد تا قدرت بازار را بر روی مصرف کنندگان در مجاورت داشته باشد (بنسون و فامیوف 1985 ؛ والدن 1990 ؛ عزام 1999). قیمت گذاری و استراتژی های بازاریابی که توسط خرده فروشان اتخاذ شده است نیز ممکن است توانایی خود را برای تأثیرگذاری بر قیمت های خرده فروشی بهبود بخشد (Varian 1980 ؛ Lal and Rao 1997 ؛ Pesendorfer 2002 ؛ Sexton et al. 2003 ؛ Boatwright et al. 2004 ؛ Hosken and Reiffen 2010 ؛ Volpe2013). قدرت بازار و ساختار در تهیه محصولات کشاورزی و خرده فروشی مواد غذایی در سایر کشورها نیز در مطالعاتی مانند دکلرک و همکاران مورد بررسی و مورد بحث قرار گرفته است.(1999) در صنعت گوشت گاو فرانسه ، فارینا و همکاران.(2004) در زنجیره های سوپر مارکت برزیل ، لوید و همکاران.(2009) در بخش مواد غذایی انگلستان ، و Digal (2010) در صنعت طیور فیلیپین.
در سال 2010 ، بخش ضد انحصاری وزارت دادگستری ایالات متحده و وزارت کشاورزی ایالات متحده اولین کارگاه های عمومی مشترک را در مورد مسائل مربوط به رقابت در بخش کشاورزی از جمله دو شکل قدرت بازار برگزار کردند: قدرت خریدار در تهیه کشاورزی و قدرت فروشنده درخرده فروشی مواد غذاییگزارشی در مورد کارگاه های صادر شده توسط وزارت دادگستری ایالات متحده نشان می دهد که "این بحث ها (از کارگاه ها) تأیید کردند که یک بخش سالم کشاورزی نیاز به رقابت و به تبع آن ، اجرای جدی ضد اعتماد دارد."و می گوید که این کارگاه ها منجر به "درک پیشرفته از بازارهای کشاورزی" و "قدردانی بیشتر از نحوه عملکردهای ضد رقابتی در این بازارها می تواند به تولید کنندگان و مصرف کنندگان آسیب برساند."(وزارت دادگستری ایالات متحده 2012 ، ص 2).
در مدل ما در این مطالعه توسعه می یابیم ، هنگامی که قدرت خریدار در تهیه کشاورزی و قدرت فروشنده در خرده فروشی مواد غذایی همزیستی است ، افزایش رفاه به کشاورزان یا مصرف کنندگان از طریق پرداختن به یک شکل از قدرت بازار معمولاً با شکل دیگر قدرت بازار در عرضه کاهش می یابدزنجیر. این مشاهدات نشان می دهد که مقابله با هر دو شکل قدرت بازار به طور همزمان می تواند برای ارتقاء رقابت و ارائه مزایایی برای کشاورزان و مصرف کنندگان مؤثر باشد. با این حال ، چگونه یک سیاست گذار باید بهینه تلاش های ضد اعتماد بین بازارهای مزرعه و خرده فروشی را به منظور به حداکثر رساندن رفاه اختصاص دهد؟هنگامی که هدف سیاست به حداکثر رساندن رفاه کشاورزان است ، آیا باید تمام یا بیشترین تلاش های ضد اعتماد در پرداختن به مسائل مربوط به قدرت بازار در بازارهای مزرعه انجام شود؟یا یک سؤال کلی تر این است که ، برای اهداف مختلف سیاست مانند به حداکثر رساندن رفاه کشاورز ، فقط رفاه مصرف کننده یا رفاه اجتماعی کل ، آیا یک سیاست گذار باید تخصیص بهینه متفاوتی از تلاش های ضد اعتماد را اتخاذ کند یا از همان تخصیص استفاده کند؟چه عواملی و چگونه آنها بر تخصیص بهینه تلاشهای ضد اعتماد در بازارها در طول زنجیره تأمین تأثیر می گذارند؟پاسخ این سؤالات برای سیاست گذاران بسیار مفید خواهد بود تا اقدامات مؤثر را در برابر رفتارهای ضد رقابتی در بخش کشاورزی انجام دهند و درک را در مورد تخصیص بهینه تلاش های ضد اعتماد در زنجیره بازار مواد غذایی بهبود بخشند.
برخی از تحقیقات قبلی قدرت بازار را در دو مرحله، قدرت خریدار در تدارکات کشاورزی و قدرت فروشنده در فروش محصول نهایی، در یک چارچوب اقتصادی یکپارچه گنجانده است (Schroeter 1988; Azzam and Pagoulatos 1990; Alston et al. 1997; Sexton 2000). پانوشت 1 اما تمام این مطالعات بر روی موضوعات مختلفی مانند اعوجاج قیمت و تأثیر بر مزایای تحقیقات تمرکز دارند. یکی دیگر از ادبیات مرتبط در علم اقتصاد، ادبیات حاشیه سازی مضاعف است (اسپنگلر 1950؛ تیرول 1988؛ کاتز 1989)، که انحصارطلبی/قدرت فروشنده (یا قدرت انحصاری/خریدار متوالی) را در بازار بالادستی و پایین دستی تحلیل می کند. ساختار عمودی مورد بررسی در این مقاله در امتداد زنجیره بازار مواد غذایی، ساختار متفاوتی است، جایی که قدرت خریدار در بالادست (تدارکات کشاورزی) و قدرت فروشنده در پایین دست (خرده فروشی مواد غذایی) وجود دارد. هیچ تحقیق منتشر شده ای بررسی نکرده است (1) چگونه یک سیاست گذار باید به طور بهینه تلاش های ضد تراست را بین بازارهای مزرعه و خرده فروشی تحت اهداف مختلف سیاست تخصیص دهد و (2) چه عواملی و چگونه بر تخصیص بهینه تلاش های ضد تراست در سراسر بازارها در امتداد عرضه تأثیر می گذارد. زنجیر.
در این مقاله ، ما از یک چارچوب ساده استفاده می کنیم تا نشان دهیم که ، حتی اگر هدف سیاست فقط به حداکثر رساندن رفاه کشاورزان باشد ، ممکن است تلاش های ضد اعتماد به هر دو بازار مزرعه و خرده فروشی اختصاص یابد. مهمتر از همه ، همان تخصیص بهینه تلاشهای ضد اعتماد در بازارها باید برای این سه هدف مختلف سیاست مورد استفاده قرار گیرد: (i) برای به حداکثر رساندن رفاه کشاورز ، (ب) برای به حداکثر رساندن رفاه مصرف کننده ، و (iii) برای به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی. شهود اقتصادی این است که کاهش قدرت بازار از طریق تلاش های ضد اعتماد در یک بازار نیز به نفع شرکت کنندگان در بازار در بازارهای دیگر خواهد بود به طوری که یک سیاستگذار همیشه تلاش های ضد اعتماد را برای اطمینان از سود حاشیه ای در رفاه به دلیل قرار دادن ضد اعتماد اختصاص می دهد. تلاش ها در یک بازار برابر با سود حاشیه ای است به دلیل تلاش برای تلاش در بازار دیگر ، صرف نظر از این که هدف این است که به حداکثر رساندن رفاه کشاورزان ، فقط مصرف کنندگان یا کل جامعه باشد. هرگونه تخصیص بهینه از تلاشهای ضد اعتماد به حداکثر رساندن رفاه کشاورز باید بیشترین افزایش در مقدار فروخته شده توسط کشاورزان را فراهم کند. این بدان معناست که بیشترین افزایش در مقدار خریداری شده توسط مصرف کنندگان نیز وجود خواهد داشت که با حداکثر رفاه مصرف کننده همراه است. همچنین بیشترین افزایش در مقادیر معامله شده در کلیه بازارها در طول زنجیره تأمین وجود دارد ، این بدان معنی است که کاهش وزن مرده به حداقل می رسد و رفاه اجتماعی به حداکثر می رسد. تجزیه و تحلیل ما همچنین نشان می دهد که چه عواملی و چگونه آنها بر تخصیص بهینه تلاش های ضد اعتماد تأثیر می گذارند ، و دستورالعمل هایی را برای محاسبه سهام بهینه تلاش های ضد اعتماد به بازارهای مزرعه و خرده فروشی ارائه می دهد.
مواد و روش ها
در این مدل ، زنجیره بازار یک محصول کشاورزی از سه مرحله تشکیل شده است: مزرعه ، عمده فروشی و بازارهای خرده فروشی. کشاورزان یک ماده کشاورزی خام را به عمده فروشان/پردازنده ها (از این پس "پردازنده ها" در تجزیه و تحلیل مدل) در بازار مزرعه می فروشند. سپس ، پردازنده ها محصول فرآوری شده/نهایی را با خرده فروشان مواد غذایی از طریق بازار عمده فروشی تجارت می کنند. سرانجام ، مصرف کنندگان محصول را از خرده فروشان خریداری می کنند.
در بازار مزرعه ، پردازنده های الیگوپسی M مواد خام کشاورزی را از کشاورزان تهیه می کنند ، جایی که ارزش M میزان قدرت خریدار را در بازار مزرعه با مقادیر کمتری از M نشان می دهد که قدرت خریدار قوی تر است. پاورقی 2 عرضه مزرعه معکوس در یک بازار محلی به این صورت مشخص شده است:
جایی که Pfقیمتی است که کشاورزان دریافت می کنند ، سf is the quantity supplied in a farm market, b >0 و اشتراک "F" نشان دهنده بازار مزرعه است.
در بازار خرده فروشی ، خرده فروشان مواد غذایی الیگوپولی این محصول را به مصرف کنندگان می فروشند. ارزش N اندازه گیری میزان قدرت فروشنده در بازار خرده فروشی است و مقادیر کوچکتر N نشان دهنده قدرت فروشنده قوی تر است. عملکرد معکوس تقاضای مصرف کننده در یک بازار خرده فروشی محلی:
جایی که Pحرفقیمت خرده فروشی است ، qحرف is the quantity demanded in the retail market, and β >0 و اشتراک "R" نشان دهنده بازار خرده فروشی است. خرده فروشان متوسط و هزینه فروش حاشیه ای دارندحرف.
پردازنده ها محصول فرآوری شده را به خرده فروشان مواد غذایی در بازار عمده فروشی می فروشند. ساختار مختلف بازار ممکن است در بازارهای عمده فروشی محصولات کشاورزی و مواد غذایی وجود داشته باشد. برای بحث در مورد ساختار عمده فروشی مواد غذایی ، لطفاً به Phlips (1980) ، Azzam (1999) ، Schroeter و همکاران مراجعه کنید.(2000) ، ریچاردز و پترسون (2003) ، Sexton و همکاران.(2003) ، لوید و همکاران.(2009) ، و Draganska و همکاران.(2010). در این مقاله ، ما از مورد بازار عمده فروشی رقابتی برای تسهیل ارائه نتایج استفاده می کنیم. پاورقی 3
جدول 1 تأثیر ساختارهای مختلف بازار عمده فروشی بر قیمت مزرعه و خرده فروشی و سود پردازنده ها و خرده فروشان
ما از ژانگ و Sexton (2000) پیروی می کنیم تا از یک عملکرد تولید کننده ثابت استفاده کنیم و هزینه متوسط و هزینه حاشیه ای را فرض کنیم. پردازنده ها مواد کشاورزی خام را با توجه به عملکرد تولید نسبت ثابت به محصول فرآوری شده تبدیل می کنند. از طریق انتخاب واحد اندازه گیری ، می توانیم Q داشته باشیمحرف= سf، جایی که qحرفمقدار محصول عمده فروشی از مواد خام کشاورزی یک بازار مزرعه تبدیل شده است ، و اشتراک W نشان دهنده بازار عمده فروشی است. میانگین ثابت و هزینه عمده فروشی/پردازش حاشیه ای C استحرفوادپاورقی 4
تلاش های ضد اعتماد دولت توسط ( overline ) نشان داده شده است. این تلاش ها را می توان بین بازارهای مزرعه و خرده فروشی مطابق با آن اختصاص داد
که در آنf(∆M) میزان تلاشهای ضد اعتماد به بازارهای مزرعه است که باعث افزایش سطح رقابت بازار مزرعه توسط ∆M می شود ،f/∂∆ M >0 و Ef(0) = 0 ؛اشمیهحرف(∆n) میزان تلاش های ضد اعتماد به بازارهای خرده فروشی است که سطح رقابت خرده فروشی بازار را با ∆N افزایش می دهد ،حرف/∂∆ N >0 و Eحرف(0) = 0.
ما ابتدا قیمت های تعادل و مقادیر همه بازارها را در زنجیره بازار مواد غذایی استخراج می کنیم. سپس ، بر اساس تعامل بین قدرت خریدار در تهیه کشاورزی و قدرت فروشنده در خرده فروشی مواد غذایی ، ما تخصیص بهینه تلاش های ضد اعتماد بین بازارهای مزرعه و خرده فروشی را برای سه هدف سیاست گذاری می کنیم و تجزیه و تحلیل می کنیم که چه عواملی و چگونه آنها بر تخصیص بهینه تأثیر می گذارند.
تعادل بازار
در این بخش ، تعادل بازار را در هر مرحله از زنجیره بازار مواد غذایی استخراج می کنیم. بگذارید با بازار خرده فروشی شروع کنیم تا تعادل بازار را پیدا کنیم. با توجه به قیمت عمده فروشی Pحرف، خرده فروش مواد غذایی n (n = 1 ، 2 ،. n) مقدار بهینه q را به فروش می رساندr ، nاز محصول نهایی به مصرف کنندگان برای به حداکثر رساندن سود او πحرف= (صحرف- صحرف- جحرف) سr ، nوادبا به دست آوردن و حل تمام شرایط مرتبه اول N به طور همزمان برای مقادیر بهینه خرده فروشان ، محلول ها به شرایط پاکسازی بازار جایگزین می شوند ( ( sum limits_^n _ = _ r = سمت چپ ( lambd a-_r درست)/ بتا )) برای یافتن قیمت و کمیت تعادل در یک بازار خرده فروشی ، مشروط به قیمت عمده فروشی Pحرف:
پحرف= [n /(n + 1)] (pحرف+ cحرف) + λ /(n + 1) و qحرف= [n /(n + 1)] (λ - pحرف- جحرف)/ β.
با استفاده از این مقدار خرده فروشی مشروط qحرفو عمده فروشی تقاضای qحرف= سحرف، ما عملکرد تقاضای معکوس مربوطه را در بازار عمده فروشی به دست می آوریم:
$$
_w = lambd a-_r- سمت چپ [ beta سمت چپ (n+1 راست)/n RIGHT] _w.$ $
به دنبال روش مشابه ، ما همچنین قیمت و کمیت تعادل را در بازار مزرعه به دست می آوریم ، مشروط بر قیمت عمده فروشی Pحرف:
پf= [m /(m + 1)] (pحرف- جحرف) + a /(m + 1) و qf= [m /(m + 1)] (pحرف- جحرف- الف)/ b و سپس عملکرد عمده فروشی معکوس را به عنوان p پیدا کنیدحرف= A + Cحرف+ [b (m + 1)/ m] qحرف.
ما تعادل (مشروط) تعادل و کمیت بازار خرده فروشی و بازار مزرعه را که مشروط به قیمت عمده فروشی است ، جایگزین می کنیم و در شرایط عمده فروشی پاکسازی بازار برای P حل می شود.حرفبرای به دست آوردن قیمت عمده فروشی تعادل:
قیمت عمده فروشی تعادل در فاکتور تقاضای خرده فروشی (λ) ، پارامتر تولید مزرعه A ، متوسط هزینه عمده فروشی در حال افزایش است (cحرف) ، و سطح رقابت (N) در بازارهای خرده فروشی و کاهش متوسط هزینه خرده فروشی (cحرف) و سطح رقابت (M) در بازارهای مزرعه. با استفاده از این قیمت عمده فروشی تعادل ، ما همچنین قیمت تعادل بی قید و شرط را در بازارهای خرده فروشی و مزرعه مشاهده می کنیم: پاورقی 5
$$
_r = lambda - beta m n سمت چپ ( lambd a-_ r-_ w-a راست)/ سمت چپ [bn سمت چپ (m+1 راست)+ beta m سمت چپ (n+1 راست) حق] $ $
$$
_f = a+bmn سمت چپ ( lambd a-_r-_w-a راست)/ سمت چپ [bn سمت چپ (m+1 راست)+ beta m سمت چپ (n+1 راست) RIGHT] ، $ $دلار
و مازاد مصرف کننده (CS) در بازار خرده فروشی ، مازاد تولید کننده کشاورزان (PS) و کل رفاه اجتماعی (SW) در طول زنجیره بازار مواد غذایی:
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محسن رضایی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : سه
شنبه
23 اسفند
1401 ساعت: 14:37