نماد پیوند ایمیل تصویری از پیوند زنجیره ای. نشانی اینترنتی پیوند وب سایت را شبیه سازی می کند.
- در سال 2009، دیوید تپر، رئیس صندوق تامینی آپالوسا، 4 میلیارد دلار درآمد داشت. شخصا.(این 1, 923, 076. 92 دلار در ساعت است.)
- سال بعد، جان پالسون از Paulson and Co. رکورد تپر را شکست و 4. 9 میلیارد دلار یا 2355769. 34 دلار در ساعت به دست آورد!
- طبق گزارش ها، هر شرکت حدود 20 میلیارد دلار درآمد داشته است.
- شگفت انگیزتر از آن این است که آنها این درآمدهای هنگفت را در طی دو سال وحشتناک اقتصادی پس از رکود بزرگ به دست آوردند - و آنها این کار را فقط با یک خدمه اسکلت انجام دادند.
بنابراین، معمای واقعی اینجاست: چگونه این دو صندوق تامینی، که هر کدام کمتر از صد کارمند دارند، به اندازه شرکت اپل، که متکی به سخت کوشی نزدیک به 30000 کارمند آمریکایی خود است (و به طرز باورنکردنی) درآمد کسب کردندکار سخت 700000 کارگر و پیمانکار دیگر در سراسر جهان)؟
نکته: هیچ چیز ملموسی برای اقتصاد واقعی تولید نکنید. وقت خود را برای اختراع یا تولید چیزها تلف نکنید. در بازی هج فاند، شما نمی سازید، بلکه می گیرید.
و دلیل خوبی دارد. ساختن چیزها یا ارائه خدمات به تعداد زیادی از مردم یک تجارت پیچیده است. شما باید یک ایده قابل فروش داشته باشید، احتمالا ایده ای درخشان. شما باید کارگر استخدام کنید. شما باید آنها را مدیریت کنید.(حتی ممکن است خدای ناکرده مجبور شوید با اتحادیه ای سر و کار داشته باشید.) باید روحیه همکاری و فرهنگی ایجاد کنید که به کیفیت بالا و خدمات به مشتریان اهمیت می دهد. و R و D را فراموش نکنید که برای جاری نگه داشتن نوآوری به آن نیاز دارید. البته، شما همچنین باید در یک بازار شلوغ جهانی رقابت کنید، یک جایگاه کاملاً جدید ایجاد کنید یا هر دو را. این همان کاری است که شما را در تمام ساعات بیدار نگه می دارد. عرق در سهام عرق واقعی است. به هیچ وجه نمی خواهید به این بازی نزدیک شوید در حالی که می توانید به جای آن یک صندوق تامینی راه اندازی کنید.
بهتر است وارد دنیای عرفانی مدیریت پول شوید، همانطور که دانیل آ استراچمن، که چندین کتاب آموزنده در مورد صندوق های تامینی نوشته است، توصیف کرده است. او بر این باور است که مدیران صندوق های سرمایه گذاری سزاوار این هستند که با نیروی کار بسیار کم درآمد کسب کنند، زیرا آنها به سادگی از آن مردمی که نگران ساخت ابزارهای کوچک زیبا هستند، درخشان تر هستند. استراخمن کاملاً مورد حیرت میلیاردرهای صندوق سرمایه گذاری است:
"این افراد برخی از درخشان ترین مدیران سرمایه گذاری در همه زمان ها هستند و دارای مجموعه های مهارتی منحصر به فرد هستند که باعث شده است که آنها در مدیریت پول و سوءاستفاده از فرصت های بازار بسیار موفق باشند. در اصل ، آنها قادر به دیدن بازارها به روشهایی هستند که اکثر ما به سادگی نمی توانندتصور کنید ، و این دیدگاه نادر است که به آنها اجازه می دهد تا تعیین کنند که آیا فرصت ها دارای ارزش هستند ، از این طریق پنجره های بی نهایت برای کسب درآمد ایجاد می کنند. این همان چیزی است که آنها را به مدیران صندوق های پرچین عالی تبدیل می کند. "(Strachman 2008 ، 16)
من شک ندارم که این بچه های صندوق های پرچین ، همراهان بسیار درخشان هستند و کسانی که آن را به بالا می رسانند ، دانش ، دوراندیشی و دانش مبهم دارند. اما واقعاً ، آیا این بچه های صندوق های پرچین بسیار روشن تر از کسانی هستند که هر آنچه را که ما استفاده می کنیم ایجاد و تولید می کنند؟آیا "بینایی نادر" آنها نسبت به مرحوم استیو جابز و همکارانش برتر است؟و فقط آن "پنجره های نامحدود" که "بیشتر ما به سادگی نمی توانیم تصور کنیم" چیست؟
همه ما می دانیم که اپل چگونه به دست می آورد. این محصول محصولاتی را که جهان به طرز فجیعی مصرف می کند ، اختراع ، تولید می کند و به بازار عرضه می کند.(همچنین با استفاده از کارگران رژیم شده در چین که در خوابگاه های شرکت زندگی می کنند ، لباس های یکسان شرکت می پوشند ، کمی پرداخت می شوند و هر زمان که اپل به آنها احتیاج داشته باشد ، روزانه کار می کنید. سود خالص اپل از 4. 8 میلیارد دلار در سال 2008 به 8. 2 میلیارد دلار در سال 2009 ، به 14 میلیارد دلار در سال 2010 و 26 میلیارد دلار خیره کننده در سال 2011.
در همین حال ، صندوق پرچین Appaloosa Tepper احتمالاً 20 میلیارد دلار درآمد کسب کرده و 117 درصد بازده باورنکردنی را برای سرمایه گذاران خود در سال 2009 به دست آورد. انجام چه کاری ، دقیقاً؟iPad آنها کجاست؟
در اینجا آنچه وب سایت مالی hedgefundblogger. com می گوید در مورد چگونگی تهیه Tepper میلیاردها خود:
"[Tepper] این کار را با شرط بندی انجام داد که رکود اقتصادی تا زمانی که بسیاری از تحلیلگران و مقامات دولتی پیش بینی کرده و در شرکت های مبارز مانند Bank of America و Citigroup پیش بینی کرده اند ، دوام نخواهد داشت. Tepper فهمید که دولت این بانک ها را ملی نمی کند و وقتی بسیاری از آنهااز آینده دو بانک مطمئن نبودند که صندوق وی در حال خرید سهام بود که به عقیده وی به طور قابل توجهی کم ارزش بود. با خرید این سهام و سهام در سایر بانک های کوچکتر و موسسات وام دهی مالی ، Appaloosa Management LP توانست 6. 5 میلیارد دلار سود را در سال 2009 بدست آورد."
Tepper ، بومی پیتسبورگ می گوید: "این دیوانه بود.""در فوریه و اوایل مارس ، مردم در وحشت بودند" (ویلسون 2010).
اگر این گزارش صحیح باشد ، آقای Tepper تقریباً به اندازه اپل با شرط بندی که ما مالیات دهندگان را وثیقه می کنیم ، اما نه ملی سازی ، بانک آمریکا و سیتی گروپ انجام داد. و البته ، ما این کار را کردیم.
Citigroup ضمانت سنگی فدرال رزرو را با بیش از 300 میلیارد دلار دارایی سمی دریافت کرد و سپس در ترازنامه شرکت پوسیده شد. بدون کمک مالی ما ، هر دو بانک می شدند - و تعداد زیادی از بانک ها و صندوق های پرچین مانند دومینو سرنگون می شدند.(این دو بانک همچنین از میلیارد ها دلار وام های مخفی فدرال رزرو ارائه شده با نرخ بهره ناچیز استفاده کردند.)
با این حال ، Tepper همچنین به طرز هوشمندانه شرط بندی می کرد که دولت هرگز با بانک های بزرگ هاردبال بازی نمی کند. واشنگتن ، به نظر می رسد ، این بانک های ناکام را ملی نمی کند ، حرکتی که سهامداران آن را از بین می برد. نه ، او دید که تأسیس سیاسی بیش از حد از افسردگی بزرگ دیگر - و از بازارهای جهانی وحشتناک ترسیده است - برای خطر اجازه دادن به بانک های بزرگ. علاوه بر این ، منافع ادراک شده دولت کاملاً با وال استریت درگیر شده بود. درب گردان بین وال استریت و واشنگتن به سرعت در حال چرخش بود و تمام موقعیت های کلیدی اقتصادی در هر دو بوش و اوباما که توسط وال استریترز برگزار می شود.
این بازپرداخت های مالی بالا به طور موقت در حال اداره دولت ، همان جهان بینی را با همکاران وال استریت به اشتراک گذاشتند: بانک های بزرگ نباید ملی شوند. درعوض ، همانطور که ظاهراً تپر حدس می زند ، وزیر خزانه داری هنری پائولسون (تحت بوش) و سپس تیموتی گیتنر (تحت اوباما) قدرت دولت را در پشت آن بانک ها قرار می دهد تا آنها بتوانند به سودهای قابل توجهی برای سهامداران خود برگردند ، که چه کسی خواهد بود. محافظت و وثیقه.
همانطور که تپپر خاطرنشان کرد ، بسیاری از سرمایه گذاران دیگر به دلیل ترس از ملی شدن ترس ، وحشت کردند ، یا به این دلیل که مجبور شدند اوراق بهادار را برای جمع آوری پول نقد و پوشش سایر خسارات بفروشند. این سرمایه گذاران محتاط اوراق بهادار بانکی خود را رها کردند و فرصتی برای خرید خوشمزه برای Tepper ایجاد کردند. او با هر دو پا پرید.
از قضا ، Tepper در برابر ایدئولوژی بازار آزاد شرط بندی می کرد ، که موعظه می کند که وقتی سرمایه گذاری شما موفق می شود و در هنگام عدم موفقیت مجازات می شود ، پاداش می دهید. با موفقیت سرمایه گذاری ، سهامداران با سود سهام و افزایش قیمت سهام پاداش می گیرند. هنگامی که آنها شکست می خورند ، سهامداران پول خود را از دست می دهند.
سیتی گروپ در پاییز سال 2008 یک زباله سمی مالی بود و بانک مرکزی آمریکا خیلی عقب نبود. تحت سرمایه داری "بازار آزاد" ایده آل ، هر دو بانک تحت فشار قرار می گرفتند و به طور کامل از سهامداران سهامداران خود را پاک می کردند. دارندگان اوراق قرضه احتمالاً برای وام خود سکه های دلار دریافت می کردند. خیلی بد. برای پاراگراف کردن سرمربی بیس بال مست که توسط تام هنکس در این فیلم بازی کرده است ، لیگ خود را ، هیچ گونه گریه ای در سرمایه داری وجود ندارد.
شرط بندی های بزرگ Tepper نشان می دهد که او می دانست که این شکل زیبا از سرمایه داری از بین رفته است. بنابراین ، در حالی که بیشتر سرمایه گذاران در حال فرار از سهام مالی با ترور بودند ، Tepper این شرکت را برای خرید ارزان آنها داشت. Cojones - به معنای واقعی کلمه. به گفته وال استریت ژورنال ، Tepper "یک ماکت برنجی از یک جفت بیضه را در یک مکان برجسته روی میز خود ، هدیه ای از کارمندان سابق نگه می دارد. او هدیه را برای شانس در طول روز تجارت مالش می دهد تا خنده ای از همکارانش بدست آورد "(زوکرمن 2009).
Tepper مرا به یاد جورج واشنگتن پلونیت از تامانی هال ، که او نیز دارای Cojones بود ، یادآوری می کند. سعید Plunkitt در سال 1905:
"یک پیوند صادقانه وجود دارد ، و من نمونه ای از نحوه عملکرد آن را دارم. من ممکن است همه چیز را با sayin" خلاصه کنم: فقط بگذارید با مثالهایی توضیح دهم. حزب من در قدرت در شهر است ، و این کار به آن استپیشرفت های عمومی زیادی را انجام دهید. خوب ، من از این کار خارج شده ام ، می گویم که آنها قصد دارند یک پارک جدید را در یک مکان خاص طرح ریزی کنند. من فرصت خود را می بینم و آن را می گیرم. من به آن مکان می روم و خرید می کنمتمام زمینی که می توانم در محله او داشته باشم. سپس هیئت مدیره این یا برنامه خود را عمومی می کند ، و عجله ای برای به دست آوردن سرزمین من وجود دارد ، که قبلاً هیچ کس به آن اهمیت نمی داد. و از سرمایه گذاری و پیش بینی من سود کسب کنید؟ البته این است. خوب ، این پیوند صادقانه است ... دقیقاً مانند نگاه در وال استریت یا در بازار قهوه یا پنبه است. این پیوند صادقانه است، و من هر روز در سال به دنبال آن هستم. صریحاً به شما می گویم که من نیز خوب از آن گرفتم. "
بگذارید این مسئله را برای هر دادخواست حاضر کاملاً روشن کنم: من پیشنهاد نمی کنم که Tepper با اطلاعات خودی در مورد حرکات قریب الوقوع دولت معامله کند یا اینکه وی هر نوع "پیوند" را دریافت کرده است.(شما نمی خواهید میلیون های بعدی خود را از من دور کنید.) من فقط می گویم مانند Plunkitt از Tammany Hall ، Tepper می دانست که تجارت و دولت از یک قطعه است. بنابراین ، هنگامی که ، در نشانه ، واشنگتن به نجات وال استریت آمد ، Tepper شرط بندی خود را به دست آورد. اینگونه است که او به تنهایی تقریباً در یک سال به دست آورد که اپل و ده ها هزار نفر از کارمندان آن انجام دادند.
آیا این بدان معنی است که Tepper پول وثیقه ما را در جیب خود دارد؟
به طور غیرمستقیم ، بله. Tepper با خرید سهام Bank of America و Citigroup ، صاحب بخشی شد. خوب و دندیاما سهام وی ارزش واقعی داشت و فقط به دلیل میلیارد دلار پول نقد فدرال ، میلیارد ها ضمانت دارایی فدرال و میلیارد ها وام های فدرال ارزان قیمت آن بانکهای جمع آوری شده از مالیات دهندگان ، ارزش واقعی کسب کرده است.
ما یک چک ننوشتیم و آن را در جیب Tepper قرار دادیم. ما مجبور نبودیم. او فقط "فرصتهای خود را دید و. بشربشرگرفت. "
نکته اصلی که باید به خاطر بسپارید این است که اگر Tepper اشتباه کرده بود و فدرال رزرو به نجات سوار نشده بود ، صندوق پرچین وی - و بیشتر صندوق های پرچین - میلیارد ها دلار را از دست می داد. در حقیقت ، وثیقه ها کل صنعت صندوق های پرچین را از فروپاشی کامل نجات داد.< Pan> آیا این بدان معنی است که Tepper پول وثیقه ما را در جیب خود دارد؟
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محسن رضایی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
20 اسفند
1401 ساعت: 16:50